ویژگی های اصلی زبانشناس به شرح زیر است:

✔️ یادگیری زبان انگلیسی با بهترین منابع و داستان های آموزشی

✔️ افزایش سریع دایره‌ی لغات انگلیسی با روشی ابتکاری

✔️ یادگیری مکالمه زبان انگلیسی و گرامر با استراتژی‌های کارآمد (تکنیک سایه و پنج استراتژی دیگر)

✔️ مناسب برای تمام سطوح، به همراه ترجمه‌ی فارسی مطالب برای مبتدی‌ها

برای مشاهده‌ی آنلاین مطالب آموزش، به قسمت داستان‌ کوتاه انگلیسی وبسایت زبانشناس مراجعه بفرمایید.

برای مشاهده‌‌ی کامل ویژگی های نرم افزار زبانشناس به بخش نرم افزار آموزش زبان انگلیسی اندروید زبانشناس مراجعه کنید.

برای ورود به صفحه‌ی اصلی وبسایت زبانشناس، روی دکمه‌ی زیر کلیک کنید:

اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی همراه با ترجمه

اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی

یادگیری اصطلاحات زبان انگلیسی باعث می شود که زبان شما از حالت محدود و یک بعدی خارج شده و به انگلیسی واقعی که در محیط صحبت می شود نزدیک تر شود. علاوه بر آن استفاده کافی و مناسب از اصطلاحات می تواند نشانه دانستن زبان خارجی در حد پیشرفته باشد.در این مطلب بخشی از اصطلاحات زبان انگلیسی را مشاهده می کنید :

 

Idiom

Persian equivalent

to what end

به چه منظور

You must hand it to him.

باید به کارش ایولله گفت.

You make me ill with your speech.

با صحبتهایت حالم را بهم میزنی.

I dare say…

به جرأت میتوانم بگویم…

Mind your eye.

بپایید. ملتفت باشید.

Excuse me back.

ببخشید پشتم به شماست.

upon my word

به شرافتم سوگند

on my own account

بهحساب خودم

He takes after his father.

(قیافهاش) به پدرش رفته.

It is all the same to me.

به حال من فرقی نمیکند….

It does not answer my purpose.

بدرد من نمی خورد.

What is that to you?

بهتو چه؟

Between you and me

بین خودمان باشد.

It is not concern of mine.

بهمن مربوط نیست.

Honesty is best policy.

آدم خوشمعامله شریک مال مردم است.

I’m hanged if I know. / I’ll be hanged if I know.

به هیچ وجه نمیدانم.

I am greatly honored.

باعث افتخار من است.

Pick on someone your own size.

برو با همقد خودت طرف بشو.

I take my hat off to you. /take my hat off to

بابا ایوالله!

Don’t twist the lion’s tail.

با دم شیر بازی نکن.

A widow’s mite.

برگ سبزی است تحفهی درویش.

Let me gather my breath.

بگذارید نفسم جا بیاید.

at the instance of

برحسب تقاضای…

Mind your own business.

سرت به کار خودت باشه. سرت تو لاک خودت باشه.

I am off color.

بیحالم. بیحوصلهام.

Do good to others.

به دیگران نیکی کنید.

Snap into it.

بجنبید. زودباشید.

None of your sauce.

بیادبی و پررویی موقوف.

The devil take him.

بره به جهنم.

Clear out!

برو گم شو!

For all I care.

تا آنجا که به من مربوط می شود.

Go along with you/get lost!

برو پی کارت!

Good show!

بارک الله!

Go to the devil!

برو به جهنم!

He is second to none.

بالادست ندارد.

It looks to me….

بنظر من….

It is up to you.

بسته به میل خودت است./هرطور میلتان است.

It was not for nothing that…

بیخود نبود که…

Here’s to you.

به سلامتی شما. (هنگام نوشیدن)

In a family way

بی رودربایستی

Money doesn’t grow on trees.

پول که علف خرس نیست.

It all depends.

تا چه پیش آید.

To the best of my ability.

تا جایی که در توان من است.

He is neck-deep in trouble.

تا خرخره گرفتار مشکل است.

For the best of my knowledge…

تا آنجا که من میدانم….

He robs his belly to cover his back.

با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته.

Down this life.

تف بر این زندگی.

While there is a while there is a hope.

تا زندگی هست امید هست.

As far as the eye can reach.

تا آنجا که چشم کار میکند.

Strike while the iron is hot.

تا تنور گرم است نان را بچسبان.

Honesty is the best policy.

صداقت بهترین سیاست است.

He is off the rails.

توی باغ نیست.

Waste not, want not.

نه خود خورد نه کس دهد، گنده کند به سگ دهد.

There is no smoke without fire.

تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.

This is only the beginning.

تازه اولشه.

Spare the rod and spoil the child.

تا نباشد چوب تر، فرمان نبرد گاو و خر.

Knowledge is power.

توانا بود هر که دانا بود.

Divide and rule.

تفرقه بنداز و حکومت کن.

What is all about?

جریان چیه؟

Control your tongue.

جلوی زبونت رو بگیر.

Buzz off.

بزن به چاک.

Help yourself.

بفرمایید میل کنید. از خودتون پذیرایی کنید.

I am in a rather hole.

بدجوری گیر کردم.

My pride was wounded.

به غیرتم برخورد.

Wish nobody ill.

بد هیچکس را نخواهید.

Cut your coat according to your cloth.

پایت را به اندازهی گلیمت دراز کن.

Money talks.

پول حلال مشکلات است.

Don’t involve me.

پای مرا وسط نکشید.

He is on his last leg.

پایش لب گور است.

I have no choice but…

چارهای جز این ندارم.

What do I care!

بیخیالش!

A fat chance

چه خیال باطلی

What is there in it?

چه نفعی دارد؟

Why were you feeding your eyes in the wedding party?

چرا در مجلس عروسی داشتی چشمچرانی میکردی؟

The mills of God grind slowly.

چوب خدا صدا ندارد.

How much do I owe you?

چقدر به شما بدهکارم؟

What cheek!

چه پررویی!

What is to do?

چه باید کرد؟

Willy nilly / willy-nilly

خواه ناخواه، چه بخواهی چه نخواهی

با کسی چپ افتادن

to turn on somebody

بابا غوری

cat’s eye

به خدا توکل کردن

trust in God

امتحان کردن

have a go

بس کن

knock it off

حق با شماست

You are reason

به امید دیدار

so long

به سلامتی شما

cheer you

طرفدار

in favor of

مو لای درزش نمی رود

Hard & fast

مژده

 good news

مشکل پسند

choosy-choosy

محض احتیاط

 just in case

به ضرر کسی تمام شدن

count against

حقیقت تلخ است

Bitter pill to swallow

بی چشم و رو

 

ادامه مطلب ...
593 بازدید

۳ نکته مهم در مورد اصطلاحات انگلیسی

۳ نکته مهم در مورد اصطلاحات انگلیسی

با سلام خدمت به همه در اینجا نکاتی برای بهتر یاد گرفتن زبان انگلیسی قرار میدهیم :

نکته اول

تعداد زیادی از اصطلاحات غیر رسمی انگلیسی و به اصطلاح خودمانی هستند. برخی دیگر حالت غیر مودبانه و برخورنده دارند.باید بخاطر داشت که این دسته از اصطلاحات فقط بین دوستان نزدیک و یا کسانی که رابطه خیلی صمیمانه دارند به کار می رود و کاربرد آن ها در شرایط دیگر می تواند سبب رنجش و ناراحتی افراد شود. مثلا اصطلاح !Cut it out به معنای (دیگه بسه) فقط بین دوستان نزدیک و یا در حالت ناراحتی یا عصبانیت گفته می شود. لذا به هنگام یادگیری یک اصطلاح علاوه بر معنای آن باید مناسبت های اجتماعی آن را نیز فرا گرفت و دانست که کاربرد یک اصطلاح در چه موقعیت هایی مناسب یا نامناسب است.

نکته دوم

درست است که زبان انگلیسی صدها اصطلاح دارد ولی این بدان معنی نیست که ما در گفتار یا نوشتار خود مرتبا و پشت سر هم از اصطلاح استفاده کنیم. همان گونه که بکار نبردن اصطلاح به گفتار ما حالت خشک و جدی می دهد. لذا باید توجه داشته باشیم که اگر متنی را می نویسیم یا گفتاری را آماده می کنیم از اصطلاحات به صورت متناوب و با فاصله طبیعی استفاده کنیم.

نکته سوم

باید توجه داشت که Idiom با slang تفاوت هایی دارد. اسلنگ به اصطلاحاتی گفته می شود که بیش از اندازه غیر رسمی هستند و غالبا گروه های خاصی از جمله نوجوانان ، سربازان ، بزهکاران و …. از آن ها استفاده می کنند. برخی از این اصطلاحات ماندگارند ولی تعداد زیادی از آن ها به سرعت عوض شده و با اصطلاحات جدید جایگزین می شوند. آموختن این گروه از اصطلاحات برای زبان آموزی که اصطلاحات اصلی انگلیسی را نمی داند چندان ضرورتی ندارد و علاوه بر آن باید دقت کرد که استفاده از این اصطلاحات به اصطلاح خیابانی تاثیر چندان خوبی در شنونده ایجاد نمی کند در حالیکه اصطلاحات اصلی انگلیسی جزئ جدایی ناپذیر و ضروری آن است و کاربرد آن باعث ایجاد صمیمیت می شود. لذا به زبان آموزان توصیه می شود که ابتدا idioms را یاد بگیرند و آن گاه اگر ضرورتی باشد به slang بپردازند.

 توجه داشته باشید که ممکن است شما با ساختار ها (گرامر) ، کاربرد ها و لغات پایه ای زبان انگلیسی آشنایی داشته باشید و بتوانید از آن ها استفاده کنید اما انگلیسی زبان ها در مکالمات دوستانه و در محل کار یا محل تحصیل، علاوه بر ساختار ها و واژگان از صدها اصطلاح و هزاران جمله که حالت اصطلاحی دارند استفاده می کنند. متاسفانه این بخش مهم و مفید از زبان انگلیسی در سایت های آموزش زبان به ندرت یافت می شود زیرا در بیشتر سایت ها اغلب به معرفی ساختارها، کاربرد ها و واژگان پایه ای اکتفا می کنند که البته برای رفع نیاز و صحبت کردن در حد مسائل روزمره مفید است ولی نمی تواند فراتر از آن رود زیرا هم حجم آن محدود است و هم کم و بیش حالت رسمی و جدی دارد و برای ایجاد ارتباط دوستانه و نزدیک تر چندان مناسب نیست.

یادگیری اصطلاحات زبان انگلیسی باعث می شود که زبان شما از حالت محدود و یک بعدی خارج شده و به انگلیسی واقعی که در محیط صحبت می شود نزدیک تر شود. علاوه بر آن استفاده کافی و مناسب از اصطلاحات می تواند نشانه دانستن زبان خارجی در حد پیشرفته باشد. تصمیم داریم تا به این بخش توجه نموده و در پست های آینده ، اصطلاحات را به شما آموزش دهیم .با یادگیری و تمرین مداوم اصطلاحات  می توانید انگلیسی واقعی را که در مکالمات رودررو و یا در فیلم ها می شنوید بهتر درک کنید و نیز می توانید خودتان با اعتماد به نفس بیشتری انگلیسی صحبت کنید. به خاطر داشته باشید که کلید یادگیری اصطلاحات و افزایش دانش و مهارت زبانی شما در تمرین مکرر و فراوان این مکالمات است.

ادامه مطلب ...
855 بازدید

اصطلاحات انگلیسی ترکیبی با فعل make چیست؟

Nike Make

اصطلاحات ترکیبی رایج با فعل make

در این مطلب نمونه اصطلاحات انگلیسی رایج که به صورت ترکیبی با فعل make می آیند را مشاهده می کنید:

make a decision

تصمیم گرفتن

make a discovery

کشف کردن

make a profit

سود کردن

make a promise

 قول دادن

make an agreement

به توافق رسیدن

make a announcement

اعلان کردن

make an attempt

تلاش کردن

make an offer

تعارف کردن

make a mistake

اشتباه کردن

ادامه مطلب ...
61 بازدید

شش قانون طلايی برای صحبت كردن انگليسی

maxresdefault

شش قانون طلايی برای صحبت كردن انگليسی

Speaking Rules you need to know

 Don’t study grammar too much 

Studying grammar will only slow you down and confuse you. You will think about the rules when creating sentences instead of naturally saying a sentence like a native. Remember that only a small fraction of English speakers know more than 20% of all the grammar rules

خیلی گرامر نخوانید :

مطالعه ی گرامر فقط شما را کند و گمراه می کند ، وقتی می خواهید جمله ای بسازید شما به جای اینکه طبیعی جمله رو بیان کنید، به قوانین فکر میکنید .  یادتان باشد انگلیسی ها فقط ۲۰% از قواین گرامری را بلد هستند .

 Learn and study phrases

If you know 1000 words, you might not be able to say one correct sentence. But if you know 1 phrase, you can make hundreds of correct sentences. If you know 100 phrases, you will be surprised at how many correct sentences you will be able to say. Finally, when you know only a 1000 phrases, you will be almost a fluent English speaker

اطلاحات را بخوانید و یاد بگیرید :

اگر ۱۰۰۰ کلمه بلد هستید ممکن است نتوانید حتی یک جمله ی صحیح بیان کنید ، اما اگر یک اصطلاح را بدانید می توانید ۱۰۰ جمله بسازید . اگر شما ۱۰۰ اصطلاح بلد باشید شگفت زده خواهید شد وقتی می بینید چقدر جملات را صحیح بیان می کنید ، سرانجام وقتی ۱۰۰۰ اصطلاح را یاد بگیرید تقریبا روان صحبت خواهید کرد .

Don’t translate

When you want to create an English sentence, do not translate the words from your Mother tongue. The order of words is probably completely different

ترجمه نکنید :

وقتی می خواید یک جمله انگلیسی بسازید کلمات زبان مادریتان را به کلمات انگلیسی تبدیل نکنید ، ترتیب کلمان احتمالا به صورت کامل متفاوت می باشد . 

Reading and Listening is NOT enough . Practice Speaking what you hear

Speak out loud the material you are listening to and practice what you hear. Practice speaking out loud until your mouth and brain can do it without any effort. By doing so, you will be able to speak English fluently

خواندن و گوش کردن کافی نیست ، آن چیزی را که می شنوید تمرین کنید :

مواردی که می شنوید را با صدای بلند صحبت کنید و  چیزی را که می شنوید تمرین کنید . تمرین صحبت با صدای بلند را تا زمانی که مغز و دهان شما بتوانند این کار را بدون هیچ تلاش و وقفه ای انجام دهند ادامه دهید ، به واسطه ی آن شما می توانید انگلیسی را روان صحبت کنید .

Submerge yourself

There are also some people who study abroad and learn very little. That is because they went to an English speaking school, but found friends from their own country and didn’t practice English .You don’t have to go anywhere to become a fluent English speaker. You only need to surround yourself with English. You can do this by making rules with your existing friends that you will only speak English

خودتان را در موقعیت قرار دهید :

آدم های زیادی هستند که در خارج تحصیل می کنند اما خیلی کم یاد می گیرند ، دلیلش اینه که آن ها به یک مدرسه انگلیسی زبان رفته اند اما دوستانی هم زبان خود پیدا کرده اند و انگلیسی تمرین نمی کنند ، شما برای یاد گرفتن زبان انگلیسی نیاز ندارید به خارج بروید ، فقط نیاز دارید خودتان را در موقعیت قرار دهید . شما می توانید با دوستان فعلی خود قوانینی تعیین کنید که فقط انگلیسی صحبت کنید .

 Study correct material

If you practice the incorrect sentence, you will have perfected saying the sentence incorrectly. Therefore, it is important that you study material that is commonly used by most people

مطالعه ی موارد صحیح :

اگر جملات نادرست تمرین کنید ، شما در گفتن جملات نادرست عالی می شوید ،بنابر این خیلی مهم است مواردی را که بیشتر مردم به کار می برند مطالعه کنید .

ادامه مطلب ...
428 بازدید

داستان کوتاه انگلیسی همراه با ترجمه

 داستان کوتاه انگلیسی همراه با ترجمه

The purpose of life
A long time ago, there was an Emperor who told his horseman that if he could ride on his horse
and cover as much land area as he likes, then the Emperor would give him the area of land he has
covered.
Sure enough, the horseman quickly jumped onto his horse and rode as fast as possible to cover as
much land area as he could. He kept on riding and riding, whipping the horse to go as fast as
possible. When he was hungry or tired, he did not stop because he wanted to cover as much area
as possible.
Came to a point when he had covered a substantial area and he was exhausted and was dying.
Then he asked himself, “Why did I push myself so hard to cover so much land area? Now I am
dying and I only need a very small area to bury myself.”
The above story is similar with the journey of our Life. We push very hard everyday to make
more money, to gain power and recognition. We neglect our health , time with our family and to
appreciate the surrounding beauty and the hobbies we love.
One day when we look back , we will realize that we don’t really need that much, but then we
cannot turn back time for what we have missed.
Life is not about making money, acquiring power or recognition . Life is definitely not about
work! Work is only necessary to keep us living so as to enjoy the beauty and pleasures of life.
Life is a balance of Work and Play, Family and Personal time. You have to decide how you want
to balance your Life. Define your priorities, realize what you are able to compromise but always
let some of your decisions be based on your instincts. Happiness is the meaning and the purpose
of Life, the whole aim of human existence. But happiness has a lot of meaning. Which kind of definition would you choose? Which kind of happiness would satisfy your high-flyer soul

هدف زندگي

سالها پيش حاكمي به يكي از سواركارانش گفت:مقدار سرزمينهايي كه بتواند با اسبش طي كند را به او خواهد بخشيد.همانطور كه انتظار ميرفت سواركار به سرعت براي طي كردن هر چه بيشتر سر زمينها سوار بر اسبش شد و با سرعت شروع به تاختن كرد.

با شلاق زدن به اسبش با اخرين سرعت مي تاخت و مي تاخت.حتي وقتي گرسنه و خسته بو از توقف نمي ايستاد چون ميخواست تا جايي كه امكان داشت سرزمينهاي بيشتري را طي كند.وقتي مناطق قابل توجهي را طي كرده بود به نقطه اي رسيد.خسته بود و داشت مي مرد.از خودش پرسيد: چرا خودم را مجبور كردم كه سخت تلاش كنم و اين مقدار زمين را بدست بياورم؟ در حالي كه در حال مردن هستم و يك وجب خاك براي دفن كردنم نياز دارم.

داستان بالا شبيه سفر زندگي خودمان است.براي بدست اوردن ثروت…قدرت و شهرت سخت تلاش ميكنيم و از سلامتي و  زماني كه بايد براي خانواده صرف كرد غفلت ميكنيمتا با زيباها و سرگرمي هاي اطرافمان كه دوست داريم مشغول باشيم.

وقتي به گذشته نگاه ميكنيم متوجه خواهيم شد كه هيچگاه به اين مقدار احتياج نداشتيم اما نميتوان اب رفته را به جوب بازگرداند.

زندگي تنها بدست اوردن قدرت و پول و شهرت نيست. زندگي قطعا فقط كار نيست…بلكه كار تنها براي امرار معاش است تا بتوان از زيباييها و لذتهاي زندگي بهره مند شد و استفاده كرد.زندگي تهادلي است بين كار و تفريح…خانواده و اوقات شخصي.بايستي تصميم بگيري چطور زندگيت را متعادل كني.اولويتهايت را تعريف كن و بدان كه چطور ميتواني با ديگران به توافق برسي اما هميشه اجازه بده بعضي از تصميماتت بر اساس غريزه درونيت باشد.شادي معنا و هدف زندگي است.هدف اصلي وجود انسان.اما شادي معناهاي متعددي دارد. چه نو.ع شادي را شما انتخاب ميكنيد؟چه نوع شادي روح بلند پروازتان را ارضا خواهد كرد؟

ادامه مطلب ...
4695 بازدید

اصطلاحات انگلیسی در مورد خرید

اصطلاحات کاربردی برای خرید کردن به زبان انگلیسی

اصطلاحات انگلیسی

در این درس از سری دروس روز سایت زبان دانلود می خواهیم با برخی اصطلاحات روز انگلیسی برای خرید کردن آشنا شویم . همانطور که میدانید وقتی به خارج از کشور سفر می کنیم یکی از مهترین نیاز هایی هر شخصی دانستن جملات کاربردی برای خرید است .

۱- آن مغازه تمام اجناسش را با تخفیف می فروشد.

That shop is selling everything off at a discount.

۲- بعد از ظهر بیا با هم بریم خرید.

Let’s go shopping together in the afternoon.

۳- نظرت در مورد خرید آن لوستر چیه؟

How about buying that chandelier?

۴- خیلی قشنگ است. اما ما قدرت خریدش رو نداریم.

It’s very nice, but we cannot afford it.

۵- کت مورد نظرم رو تو ویترین اون مغازه دیدم.

I saw the jacket I wanted in the window of that shop.

۶- این مغازه کی باز می شود؟ حدود ۹ باز می شود.

What time does this shop open? It opens at 9.

۷- پوشاک مردانه در کدام طبقه است؟

Which floor is man’s wear on?

۸- می تونم کمکتون کنم؟ متشکرم، فقط دارم نگاه می کنم.

Can I help you? It’s all right, thank you. I am just browsing/ looking.

۹- دنبال چرخ دستی می گردم.

I’m looking for a shopping trolley.

۱۰- می شه بگید صندوق کجاست؟

Could you tell me where the cashier is?

۱۱- جلوی صندوق یک صف طولانی است.

There is a long line at the checkout.

 ۱۲- نفر بعدی لطفا.

Who is next please?

۱۳- من مشتری دائمی اینجا هستم.

I’m a regular customer here.

۱۴- لطفا این رسید را پیش خودتان نگه داریم چون بدون آن اجناس تعویض نمی شود.

Please keep this receipt because goods cannot be exchanged without it.

۱۵- تمامی اجناس ما ضمانت دارند.

Our goods are all under guarantee.

۱۶- امروز مغازه ها زود می بندند.

Today is an early closing day.

۱۷- ویترین مغازه خالی بود.

The shop window was bare.

۱۸- مغازشون خوب در میاره.

Their shop is a nice earner.

۱۹- برای رعایت سلامتی، لطفا رد این فروشگاه از کشیدن سیکار خودداری فرمایید.

In the interest of health, please do not smoke in this shop.

۲۰- به علت فوت پدر، این مغازه تا اطلاع ثانوی تعطیل است.

Due to father’s death, this shop is closed until further notice.

۲۱- خوب، من چقدر باید بدم؟

Well, how much should I pay?

ادامه مطلب ...
2042 بازدید

جملات کاربردی در هتل به زبان فرانسوی

images

جملات کاربردی در هتل

hôtel

Je cherche une chambre d’hôtel

من دنبال یک اطاق هتل میگردم

Avez-vous une chambre pour ce soir

آیا یک اطاق برای امشب دارید؟

Avez-vous une chambre pour deux ‌personnes

یک اطاق برای دو نفر دارید؟

Avez-vous une chambre pour une nuit

یک اطاق برای یک شب دارید ؟

Avez-vous  une chambre avec salle de bains

یک اطاق با حمام دارید؟

Je voudrais une chambre à deux lits avec un lit  supplémentaire

من یک اطاق دو تخته میخواستم با یک تخت اضافه

Est-ce que je peux voir la chambre

آیا میتوانم اطاق را ببینم؟

C’est trop cher

خیلی گران است‌

C’est trop petit

خیلی کوچک است

C’est trop bruyant

خیلی پر سر و صداست

J’ai réservé une chambre au nom de Madame Poireau

من یک اطاق با اسم خانم پوآرو رزرو کرده ام

Je voudrais rester une nuit de plus

میخواستم یک شب دیگر هم بمانم

Je voudrais rester deux nuits

میخواستم دو شب بمانم

Pour combien de personnes

برای چند نفر؟

Pour combien de nuits

برای چند شب؟

Désolé, c’est complet

متاسفم، پر شده

ادامه مطلب ...
81 بازدید

انواع صداها در زبان انگلیسی

index ‍ ‍

The sounds we make

صداهایی که تولید می کنیم

Sneeze→ عطسه کردن

Cough→سرفه کردن

Snore→ خر و پف کردن

Moan →ناله کردن

Growl→ غر غر کردن

Murmur→ زمزمه کردن

Mumble→زیر لب چیزی گفتن، من من کردن

Whisper→ پچ پچ کردن

Whistle →سوت زدن

Shout →داد کشیدن

Scream →جیغ کشیدن

Voice→صدا(انسان)

Sound →صدا (غیر انسان)

Noise →سر و صدا

ادامه مطلب ...
151 بازدید

پایان دادن به نامه ها و ایمیل ها در زبان انگلیسی

cover-letter-57c72b575f9b5829f46c27d9

پایان دادن به نامه ها و ایمیل ها در زبان انگلیسی

Yours faithfully

ارادتمند شما

Yours sincerely

ارادتمند شما

Yours respectfully

با احترام

Yours truly

ارادتمند شما

ادامه مطلب ...
76 بازدید

ویژگی ها در زبان انگلیسی

Features

“پس از مطالعه این مطلب شما قادر خواهید بود به انگلیسی درباره توصیف کردن شخصیت افراد صحبت کنید “

ویژگی های مثبت افراد به زبان انگلیسی به همراه ترجمه :

Live wire
آدم پرتحرک
Big shot
آدم کله گنده”معروف
Go-better
آدم بلند پرواز فعال
Self – made
آدم خودساخته
Level-headed
آدم متین و معقول
Open-minded
روشنفکر
Soft-hearted
آدم دلرحم
Good mixer
آدم زود جوش
Good company
آدم خوش مشرب
High-flier
آدم بلند پرواز
Early bird
آدم سحر خیز

 ویژگی های منفی افراد به زبان انگلیسی به همراه ترجمه :

Windbag
آدم وراج
Wet blanket
آدم ضد حال ، آئینه دق
Busybody nosy parker
آدم فضول
Pain in the neck
ملال آور ، مایه درد سر
Scatterbraine
آدم حواس پرت ، گیج
Mama’s boy
آدم بچه ننه
Pushover
هالو و ضعیف
Troublemaker
آدم دردسر ساز
Social climber
آدم جاه طلب
Showcoach
آدم کند و تنبل، شل و ول
Gossip
آدم خاله زنک ، شایعه پخش کن
Rolling stone
از این شاخه به اون شاخه پریدن
Lazybones
آدم تنبل
Stuff shirt
عصا قورت داده ، خیلی رسمی
Snob
افاده ی کلاس گذار
Gatecrasher
مهمان ناخوانده
Narrow- minded
کوته فکر متعصب
Hard- hearted
بیرحم ، سنگدل
Pig- headed
یکدنده
Hare- brained
نسنجیده ، احمقانه

ادامه مطلب ...
67 بازدید

افعال رایج و کاربردی مرتبط با بدن انسان به زبان انگلیسی

 

Body.language.and_.non-verbal.communication-2

 

افعال مرتبط با بدن انسان

 

 Verbs connected with the mouth and breathing
افعال مرتبط با دهان و تنفس 👄

🔵Breathe (v) : نفس كشيدن 🍃
🔵Breath (n) : نفس 🍃
🔵Yawn : خميازه كشيدن 🍃
🔵 Cough : سرفه كردن 🍃
🔵Sneeze : عطسه كردن 🍃
🔵Sigh : آه كشيدن 🍃
🔵Snore : خروپف كردن 🍃
🔵Hiccup : سكسكه كردن 🍃
〰〰〰〰〰〰

🍰 Verbs connected with eating and digestion
🍲 افعال مرتبط با خوردن و گوارش🍴

🔴Burp ! : آروغ زدن🍃
🔴 Chew : جويدن🍃
🔴Rumble/ growl 🍃
قار و قور کردن/صدای شکم

🔴Swallow : بلعيدن🍃
🔴Suck : مكيدن🍃
🔴Lick : ليسيدن🍃
🔴Bite : گاز گرفتن🍃
〰〰〰〰〰〰

Verbs connected with the mouth and human sound

📍Whisper
🔅زمزمه کردن (صدای آرام)
📍Mumble
🔅من و مِن کردن(ناواضح حرف زدن)
📍Mutter
🔅زیر لب و آرام سخن گفتن (عموما از روی ناراحتی)
📍Growl
🔅غر غر کردن
📍Exclaim
🔅ناگهانی و با صدای بلند چیزی گفتن
📍Blurt out
🔅بدون فکر و ناگهانی حرف زدن ، بخصوص گفتن چیزی خجالت آور و یا یک راز
📍Stammer / Stutter
🔅با “لکنت” و وقفه صحبت کردن
(وقتی کسی مشکل تلفظی دارد و یا از هیجان زدگی یا مضطرب بودن نمیتواند خوب صحبت کند )
〰〰〰〰〰〰

 Verbs connected with eyes and face
✅افعال مرتبط با چشم ها و صورت 👀

۱٫ Blink : پلك زدن 👀
۲٫ Wink : چشمك زدن😉
۳٫ Frown : اخم كردن😠
۴٫ Grin : لبخندِ گشاده 😄
۵٫ Blush : بر اثر خجالت سرخ شدن☺️
۵٫ Weep : گریه کردن 😭
۶٫ Smirk : پوزخند زدن/پوزخند 😏
〰〰〰〰〰〰

 Verbs connected with whole body
☑️ افعال مرتبط با کل بدن 👫

۱٫ Sweat/ Perspire : عرق كردن
۲٫ Tremble
لرزيدن ( بر اثر اضطراب و ترس)

 ۳ . Shiver  : لرزيدن  بر اثر سرما
۴٫ Shake : لرزيدن

ادامه مطلب ...
204 بازدید

رده های سنی مختلف در زبان انگلیسی

lkjdfnpsov

رده های مختلف سنی در زبان انگلیسی

baby  (۰ to 1)……………….نوزاد

toddler   (۱ to 2)…………کودک نوپا

childhood   (۲ to12)………طفولیت

teenager   (۱۳ to 17)……..نوجوان

adult   (+۱۸)………………..  بالغ

in your twenties  (۲۰ to 30)……بیست تا سی

in your thirties (30 to 40) ……سی تا چهل

middle age (+40)……..میانسالی

retirement  (۶۰)…….بازنشستگی

old age(elderly) (+75)….سن پیری

ادامه مطلب ...
158 بازدید