ویژگی های اصلی زبانشناس به شرح زیر است:

✔️ یادگیری زبان انگلیسی با بهترین منابع و داستان های آموزشی

✔️ افزایش سریع دایره‌ی لغات انگلیسی با روشی ابتکاری

✔️ یادگیری مکالمه زبان انگلیسی و گرامر با استراتژی‌های کارآمد (تکنیک سایه و پنج استراتژی دیگر)

✔️ مناسب برای تمام سطوح، به همراه ترجمه‌ی فارسی مطالب برای مبتدی‌ها

برای مشاهده‌ی آنلاین مطالب آموزش، به قسمت داستان‌ کوتاه انگلیسی وبسایت زبانشناس مراجعه بفرمایید.

برای مشاهده‌‌ی کامل ویژگی های نرم افزار زبانشناس به بخش نرم افزار آموزش زبان انگلیسی اندروید زبانشناس مراجعه کنید.

برای ورود به صفحه‌ی اصلی وبسایت زبانشناس، روی دکمه‌ی زیر کلیک کنید:

جملات کاربردی زبان آلمانی

حالت چطور است؟        ?Wie geht es dir


 تشکر, خوبم             .Danke, gut

 


هی (نه خوب نه بد)             so lala

 


و تو؟                    ?Und dir

 


خسته           müde

 

.Ich bin müde

من خسته هستم.


غمگین        traurig

 

?Bist du traurig

تو غمگین هستی؟


عصبی یا متشنج            nervös

 

.Anna ist nervös

آنا عصبی هست.


نگران             besorgt

 

.Wir sind um dich besorgt

ما برای تو نگران هستیم.


خسته کن یا حوصله سربر           gelangweilt

 

?Warum seid ihr so gelangweilt

چرا شما اینطور بی حوصله هستید؟


افتخار یا مغرور            lstolz

 

.Sie sind sehr stolz auf ihren Sohn

آنها خیلی به فرزندشان مفتخر هستند.


خشمگین یا عصبانی         wütend

 

!Ich bin wütend auf dich

من از تو عصبانی هستم!


نا امید یا مایوس          enttäuscht

 

.Du scheinst enttäuscht zu sein

به نظر میاد نا امید هستی.


گیج یا مغشوش           verwirrt

.Ich bin verwirrt, weil ich es nicht verstehe
من گیج هستم, چون این را متوجه نمی شوم

شرمنده یا شرمسار             beschämt

 

.Wir sind sehr beschämt

ما خیلی شرمنده هستیم.


مطمئن            überzeugt

 

.Ich bin überzeugt von meinen Fähigkeiten

من از تواناییی خودم مطمئن هستم


خوشبخت              glücklich

 

!Ich bin glücklich

من خوشبخت هستم!


شگفت زده            überrascht

 

.Maria war von der Nachricht sehr überrascht

ماریا از خبر خیلی شگفت زده شد


هیجان زده                gespannt

 

.Wir sind sehr gespannt auf deine Hochzeit

خیلی هیجان زده ایم برای ازدواج تو


سیر یا پر                  satt

 

.Ich kann nicht mehr essen, ich bin satt

نمی توانم بیشتر بخورم, من سیر هستم.


گرسنه               hungrig

 

?Seid ihr hungrig

شما گرسنه هستید؟


تشنه           durstig

 

.Sie wollen ein Glas wasser, sie sind sehr durstig

آنها یک لیوان آب می خواهند, خیلی تشنه هستند.


این فوق العاده است!        !Das ist toll

 


این حیفه           .Das ist schade

 

دیالوگ: دو دوست, جان و جولیا, همدیگر را در کافه ملاقات میکنند و در مورد روزشان در دانشگاه صحبت میکنن.

?John: Hallo Julia! Wie geht es dir

?Julia: Mir geht’s gut, danke. Und dir

.John: So lala, ich habe heute eine Klausur

.Julia: Geht es dir gut? Du siehst müde aus

.John: Ich bin besorgt wegen meiner Klausur

!Julia: Hab keine Angst! Vertraue auf deine Fähigkeiten

جان: سلام جولیا! حالت چطوره؟

جولیا: خوب هستم, ممنون و تو چطوری؟

جان: هی (نه خوب نه بود) امروز یک امتحان دارم.

جولیا: تو خوبی؟ به نظرم خسته هستی.

جان: برای امتحانم نگران هستم.

جولیا: نباید بترسی. فقط باید از توانایی خودت مطمئن باشی! (به خودت ایمان داشته باش)

صبح/روز/عصر بخیر

Guten Morgen/Tag/Abend

تعطیلات آخر هفته خوش بگذره

Schönes Wochenende

ببخشید/متاسفم

Entschuldigung

چطوری؟

Wie geht‘s?

حال شما چطور است؟

Wie geht es Ihnen?

من خوبم، تو چطوری؟

Mir geht’s gut, und dir?

ممنون

Danke / Vielen Dank / Danke Schön

از آشنایی شما خوشوقتم

Sehr erfreut (Sie kennen zu lernen)

شب بخیر

Gute Nacht

به امید دیدار / خداحافظ

Auf Wiedersehen / Bis bald / Tschüss

چی گفتید؟

Wie bitte?

اون چیه / یعنی چی؟

Was bedeutet das?

اسمت چیه؟

Wie heißt du?

اسم من هست نازنازی 🙂

Ich heiße Naznazy 🙂

اهل کجایی (اهل کجا هستید)؟

Woher kommst du (Woher kommen Sie)?

اهل ایرانم.

Ich komme aus dem Iran.

تو از کجا می دونی؟

Woher willst du das wissen?

اون (مذکر) از کجا می دونه؟

Woher weiß er das?

این رو از کجا آوردی (گرفتی)؟

Woher hast du das?

تو از کجا خبردار شدی؟

Woher hast du das gewusst?

لطفا کمکم کنید. (ممکنه لطفا کمکم کنید؟)

Helfen Sie mir, bitte. (Könnten Sie mir bitte helfen?)

لطفا از او (مذکر) بخواه کمکم کنه.

Bitte ihn, mir zu helfen.

لطفا نون رو بده به من. (می شه لطفا نون رو بدی من؟)

Bitte reichen Sie mir das Brot. (Gibst du mir bitte mal das Brot?)

لطفا بهم بگو کی باید پیاده بشم.

Sagen Sie mir bitte, wann ich aussteigen muss.

از من عصبانی هستی؟

Bist du mir böse?

با من میای؟

Kommst du mit mir?

تو منو متاسف می کنی (برات متاسفم -با حالت تحقیر- I pity you, I feel sorry for you)

Du tust mir leid.

چیزی که عوض داره گله نداره (tit for tat / equivalent retaliation )

Wie du mir, so ich dir!

لطفا رو نفشه نشونم بدید الان کجا هستیم.

Zeigen Sie mir bitte auf dem Stadtplan, wo wir sind.

با من حرف می زنی؟

Sprichst du mit mir?

اجازه می فرمایید؟

Gestatten Sie?

می بخشید، اینجا خالیه؟ (می تونم اینجا بشینم؟)

Gestatten Sie, ist dieser Platz frei?

خواهش می کنم / بفرمایید / اختیار دارید / باعث خوشحالیمه

Gern geschehen!

من نمی فهمم.

Ich verstehe nicht.

قیمتش چنده؟

Wie viel kostet das?

به این تو آلمانی چی می گن؟

Wie heißt dies/das auf Deutsch?

انگلیسی صحبت می کنید؟

Sprechen Sie English?

آیا اینجا کسی انگلیسی صحبت می کند؟

Spricht hier jemand English?

من به سختی (خیلی کم) آلمانی صحبت می کنم.

Ich spreche kaum (ein bisschen) Deutsch.

می شه لطفا کندتر صحبت کنید؟

Könnten Sie bitte langsamer sprechen?

لطفا گذرنامه تان

Ihren Paß, bitte

کرایه تا برلین چقدره؟

Was Kostet es nach Berlin?

آیا باید (اتوبوس/قطار) عوض کنم؟

Muss ich umsteigen?

می تونم اینجا پارک کنم؟

Darf ich hier parken?

می شه لطفا تکرار کنید؟

Könnten sie das bitte wiederholen?

هیچ کس با نفرت یا ناسازگاری متولد نشده است.

Niemand wird mit Hass oder Intoleranz geboren.

به چه آدرسی باید نامه را بفرستم؟

An welche Adresse muss ich den Brief schicken?

از چه زمانی در تهران زندگی می کنی؟

Seit wann wohnst du in Tehran?

او (مذکر) دوشنبه تولدشه.

Er hat am Montag Geburtstag.

بچه ها دو یورو می پردازند و بزرگسالان پنج یورو.

Kinder bezahlen zwei Euro und Erwachsene fünf Euro.

این فرزند اول او (مونث) است.

Es ist ihr erstes Kind.

این خانم نازنازی است، او معلم است.

Das ist Frau Naznazy, sie arbeite als Lehrerin.

من در ۱۰ ژوئن ۱۹۰۰ در تهران متولد شده ام.

Ich wurde am 10. Juni 1900 in Tehran geboren.

من یکشنبه تولدم است و می خواهم شما را به جشنم دعوتم کنم.

Ich habe am Sonntag Geburtstag und möchte dich zu meiner Feier einladen.

ما به زودی در پایتخت زندگی خواهیم کرد.

Wir werden bald in der Hauptstadt wohnen.

به زودی با هم صحبت می کنیم.

Wir sprechen uns bald.

آیا به زودی غذا خواهیم خورد؟

Werden wir bald essen?

من خوشم نمیاد دیر کنم.

Ich bin ungern zu spät.

برای یادگیری هیچ وقت دیر نیست.

Zum Lernen ist es nie zu spät.

پیتر یک نام متداول آلمانی است.

Peter ist ein typischer deutscher Name.

او (مونث) در برلین پزشکی می خواند.

Sie studiert in Berlin Medizin.

ما به مدت ده سال است که در این شهر زندگی می کنیم.

Wir leben seit zehn Jahren in dieser Stadt.

خواهر من در تهران زندگی می کند.

Meine Schwester wohnt in Tehran.

خانمی به نام نازگلی دیروز تلفن زد.

Eine Frau namens Nazgoli hat gestern angerufen.

زبان عربی سخت است.

Die Arabische Sprache ist schwer.

در کلن تعداد زیادی خارجی زندگی می کند.

In Köln leben viele Ausländer.

او (مذکر) غذای باواریایی دوست دارد.

Er mag bayerisches Essen.

اتومبیلهای بریتانیایی از سمت چپ خیابان می روند.

Die britischen Autos fahren auf der linken Seite der Straße.

پایتخت اتریش وین است.

Die Österreichische Hauptstadt ist Wien.

رئیس جمهور روسیه هفته آینده به آلمان می آید.

Der russische Präsident kommt nächste Woche nach Deutschland.

تابستانهای اسپانیا بسیار گرم هستند.

Spanische Sommer sind sehr warm.

ساعت شش برخاستن و سپس سر کار رفتن برای اکثر مردم زندگی هر روزه است.

Um sechs Uhr aufstehen und dann zur Arbeit gehen ist für viele Menschen der Alltag.

به نظرم خوبه اینکه بچه ها در خانواده ای بزرگ رشد کنن.

Ich finde es schön, wenn Kinder in einer großen Familie aufwachsen.

برادرم سه سال از من بزرگتر است و اسمش اسمیت است.

Mein Bruder ist drei Jahre älter als ich und heißt Smith.

خواهرم چهار سال از من جوان تر است.

Meine Schwester ist vier Jahre jünger als ich.

خانواده من برای من مهمترین چیز در دنیاست.

Meine Familie ist mir das wichtigste auf der Welt.

اولین کلمه من “مامان” بود.

Mein erstes Wort war „Mama“.

او یک پسر دارد، که پنج ساله است.

Sie hat einen Sohn, der fünf Jahre alt ist.

خاله من در هامبورگ زندگی می کند.

Meine Tante wohnt in Hamburg.

خانواده مجاور ما یک پسر و یک دختر دارد.

Die Familie neben uns hat einen Sohn und eine Tochter.


1379 بازدید

 

 

بهترین کتاب آموزش زبان انگلیسی

 

 کاهش دلهره و اضطراب در هنگام مکالمه

 تقویت مکالمه زبان انگلیسی با تکنیک سایه

برای یادگیری آسان زبان انگلیسی می توانید از وبسایت زبانشناس کمک بگیرید:

نظری بدهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.