جهت دریافت مدرک تافل فوری و گرفتن مشاوره با شماره 09360402976 تماس بگیری

داستان های کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی و توضیح لغات|قسمت ۲

داستان Story

داستان The Winepress

بدون شک یکی از بهترین و ارزان ترین راه های تقویت زبان خوندنه. با خوندن علاوه بر اینکه به طور ضمنی و ناخودآگاه گرامر تقویت می شه، لذت خوندن کمک می کنه که بادگیری شیرین تر باشه. متاسفانه برای زبان آموزان مبتدی خوندن متنهایی که صرفاً انگلیسی باشن خیلی مشکله و زود باعث خستگی و دلزدگی از زبان میشه. به خاطر همین قصد دارم تو این پست از سایت زبان دانلود داستان های کوتاه انگلیسی رو با ترجمه روان و توضیح کلمات سخت, خدمتون تقدیم کنم

 

 

One by one the little white lights along the Seine were coming on, and from the first-floor windows you could see the brightly lit bateaux-mouches passing through the arches of the Pont du Carrousel. The party moved on to a dish of game served with a more vigorous claret.

"Can you imagine," asked de Gruse, as the claret was poured, "that there are people who actually serve wines they know nothing about?"

"Really?" said one of the guests, a German politician.

"Personally, before I uncork a bottle I like to know what's in it."

"But how? How can anyone be sure?"

"I like to hunt around the vineyards. Take this place I used to visit in Bordeaux. I got to know the winegrower there personally. That's the way to know what you're drinking."

"A matter of pedigree, Charles," said the other politician.

"This fellow," continued de Gruse as though the Dutchman had not spoken, "always gave you the story behind his wines. One of them was the most extraordinary story I ever heard. We were tasting, in his winery, and we came to a cask that made him frown. He asked if I agreed with him that red Bordeaux was the best wine in the world. Of course, I agreed. Then he made the strangest statement.

"'The wine in this cask,' he said, and there were tears in his eyes, 'is the best vintage in the world. But it started its life far from the country where it was grown.'"

De Gruse paused to check that his guests were being served.

"Well?" said the Dutchman.

De Gruse and his wife exchanged glances.

"Do tell them, mon chéri," she said.

De Gruse leaned forwards, took another sip of wine, and dabbed his lips with the corner of his napkin. This is the story he told them

.


.

ترجمه فارسی:

دوستان اول داستان بالا رو بخونید و خودتون هرچقد میتونید ترجمه کنید بعد ترجمه فارسی رو مطالعه کنید

.

چراغهای کنار Seine (رودخانه ای در پاریس) یکی یکی داشت روشن می شد و از پنجره های طبقه اول می شد bateaux-mouches های روشن (Bateau Mouche معروفترین شرکت قایق سازی در پاریس هست و نویسنده منظورش از این لفظ به صورت جمع آورده شده، قایق های اون کمپانی هست که تو رود خانه سین در حال حرکت بودند.) رو که در حال عبور از طاق Pont du Carrousel (اسم یک پل در پاریس هست که روی روخونه ی Seine قرار داره – لفظ Pont در فرانسوی به معنی پل) بودند رو دید. جشن به یک بشقاب بازی که با کلارت (نوعی شراب قرمز) قوی سرو می شد، ادامه پیدا کرد.
همینطور که کلارت داشت سرو می شد چالز پرسید:"باورت می شه که آدمایی وجود دارند که در واقع مشروباتی رو سرو می کنند که هیچی ازش نمی دونن؟"
یکی از مهمان ها که یک سیاستمدار آلمانی بود گفت:"واقعاً؟"
"شخصاً دوست دارم قبل از اینکه در بطری رو باز کنم بدونم داخلش چیه.(cork همون شی چیزی هست که در بطری مشروب رو باهاش می بندن و از نوعی گیاه درست شده. Uncork یعنی اون رو برداشتن و بطری رو باز کردن.)
"اما چطوری؟ چطوری میشه مطمئن بود؟"
"دوست دارم دور و بر تاکسان بچرخم. مثلاً یه محلی تو Bordeaux (اسم یه شهر تو فرانسه است که مشروبی هم به همین اسم وجود داره که خیلی معروفه و در اونجا تولید می شه.) که عادت داشتم برم. مجبور شدم اونی که مشروب می نداخت رو شخصاً بشناسم. راهه اینکه بدونی چی داری می نوشی اینه."
یه سیاستمدار دیگه گفت:"موضوع مربوط به شجرنامه ست."
چالرز علی رغم اینکه اون مرد هلندی صحبت نکرده بود ادامه داد:" همیشه داستان پشت مشروباتشو به تو میگه. یکی از اونا فوق العاده ترین داستانی بود که تا حالا شنیده بودم. داشتیم توی کارخونه ی مشروب سازیش می نوشیدم که یه چلیک (ظرف بزرگ و چوبی و گردی که برای نگهداری مایعات ازش استفاده میشه – خودمون بعضی وقتا توش ترشی می اندازیم حالا اینا مشروب انداختن!) ی دیدیم که باعث شد اخم کنه. ازم پرسید که آیا موافقم که بردو قرمز بهترین مشروب دنیاست. بدون شک موافقت کردم. بعد عجیب ترین جمله رو گفت.
در حالی که اشک تو چشماش بود گفت:" مشروب درون این چلیک بهترین محصول دنیاست ولی زندگیشو از جایی شروع کرد که خیلی دور از کشوری هست که توش بزرگ شده."
چالرز حرفشو قطع کرد تا چک کنه که مهموناش دارن سرو می شن.
مرد هلندی گفت:" خب؟ (یعنی ادامه بده.)"
چالرز و همسرش یه نگاهی به هم کردند.
همسرش گفت:"بگو بهشون.( Tell به معنی گفتن هست ولی Do tell به این معنی هست که داره به چالرز یه نوع تاییده میده که یعنی موافقه که چارلز موضوع رو بگه. بدون شک دلیل نگاه کردن چالرز به همسرش هم این بوده که می خواسته از موافقت اون در مورد مطرح کردن موضوع مطلع بشه. همچنین mon chéri یه لفظ فرانسوی هست به معنی "عزیزم")
چالرز به جلو خم شد. یه جرعه دیگه شراب نوشید و لبشو با گوشه ی دستمال سفرش پاک کرد.(Dab یعنی پارچه ای رو چیزی به نرمی کشیدن). این داستانی هست که بهشون گفت.

2089 بازدید
نظری بدهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.