ویژگی های اصلی زبانشناس به شرح زیر است:

✔️ یادگیری زبان انگلیسی با بهترین منابع و داستان های آموزشی

✔️ افزایش سریع دایره‌ی لغات انگلیسی با روشی ابتکاری

✔️ یادگیری مکالمه زبان انگلیسی و گرامر با استراتژی‌های کارآمد (تکنیک سایه و پنج استراتژی دیگر)

✔️ مناسب برای تمام سطوح، به همراه ترجمه‌ی فارسی مطالب برای مبتدی‌ها

برای مشاهده‌ی آنلاین مطالب آموزش، به قسمت داستان‌ کوتاه انگلیسی وبسایت زبانشناس مراجعه بفرمایید.

برای مشاهده‌‌ی کامل ویژگی های نرم افزار زبانشناس به بخش نرم افزار آموزش زبان انگلیسی اندروید زبانشناس مراجعه کنید.

برای ورود به صفحه‌ی اصلی وبسایت زبانشناس، روی دکمه‌ی زیر کلیک کنید:

نمایش مطالب در رابطه با موضوع: {مکالمه زبان انگلیسی}

انواع صداها در زبان انگلیسی

index ‍ ‍

The sounds we make

صداهایی که تولید می کنیم

در این نوشته صداهایی که تولید می کنیم به زبان انگلیسی مشاهده می کنید :

Sneeze → عطسه کردن

Cough →سرفه کردن

Snore→ خر و پف کردن

Moan →ناله کردن

Growl→ غر غر کردن

Murmur→ زمزمه کردن

Mumble→زیر لب چیزی گفتن، من من کردن

Whisper→ پچ پچ کردن

Whistle →سوت زدن

Shout →داد کشیدن

Scream →جیغ کشیدن

Voice→صدا(انسان)

Sound →صدا (غیر انسان)

Noise →سر و صدا

ادامه مطلب ...
642 بازدید

آدرس دهی به زبان انگلیسی

آموزش آدرس دهی به زبان انگلیسی

در این نوشته به آموزش آدرس دهی به زبان انگلیسی می پردازیم. در ابتدا لغات کاربردی آدرس دهی را بیان کرده سپس جملات پرکاربرد آدرس دهی را جهت آموزش بهتر زبان انگلیسی ذکر می نماییم.

آدرس دهی

لغات کاربردی آدرس دهی

پلاک = No
واحد = Unit
طبقه = Floor
طبقه همکف = Ground Floor
ساختمان = Building

ادامه مطلب ...
547 بازدید

اصطلاحات عامیانه ی پرکاربرد در زبان انگلیسی

اصطلاحات عامیانه ی پرکاربرد در زبان انگلیسی

در این آموزش قصد داریم تا اصطلاحات عامیانه ی پرکاربرد در زبان انگلیسی همراه با معادل آن ها در فارسی بیان نماییم.

.My cake is dough

دستم نمک نداره.

. I am on my word

من سر حرفم هستم.

! Pull the other one

خالی نبند!

.Don’t look the other way

خودتو به اون راه نزن

ادامه مطلب ...
417 بازدید

جملات کاربردی زبان انگلیسی در سن – قد – وزن

جملات کاربردی زبان انگلیسی در سن – قد – وزن

در این آموزش اصلاحات و جملات کاربردی انگلیسی که در مورد سن – قد و وزن کاربرد دارد عنوان شده است.

 

Age :سن  

 

۱- چند سال داری؟

?How old are you

۲- بیست سال دارم.

I’m 20(years old)

تقسیم بندی کلی سن افراد

 

۳- دوست مکاتبه ای جدیدم تین ایجر است.(منظور نوجوان بین ۱۳ الی ۱۹ ساله می باشد زیرا اعداد ۱۳ الی ۱۹ در انگلیسی همه به teenختم می شوند.)

.My new pen-pal is teen-ager

۴- استاد فیزیک ما جوان/ میانسال/ تقریباً مسن/ مسن است.

.Our physics professor is young/ middle-aged/elderly/old

۵- اگر سن دقیق کسی را ندانیم می توانیم از این عبارات استفاده کنیم. مثلا این جمله درباره کسی گفته می شود که بالای ۲۰ سال دارد.

منظور از twenties  ده سال بین ۲۰ و ۲۹ سالگی است.

.He is in his twenties./ she is in her twenties

 

و اگر بخواهیم باز هم دقیق تر بگوییم:

 

۶- او بیست و یکی دو سال دارد.

.He is in his early twenties

۷- او بیست و پنج شش سال دارد.

 

.He is in his mid-twenties

۸- او بیست و هشت نه سال دارد.

.He is in his late twenties

 

پس هنگامی که سن دقیق کسی را نمی دانیم می توانیم کلیه جملات مربوط به سن را با استفاده از عبارات زیر بسازیم.

 

He is in his mid thirties

She is in her late nineties

ادامه مطلب ...
395 بازدید

جملات انگلیسی درباره شخصیت افراد

جملات انگلیسی درباره شخصیت افراد

Peoples Character

در این پست اصطلاحات و جملات رایج انگلیسی که برای توصیف شخصیت افراد به کار می رود، عنوان شده است.

این اصطلاحات به شرح زیر هستند.

شخصیت

۱- نسبتاً اجتماعی است.

.He‘s quite sociable

۲- نسبتاً گوشه گیر است.

.He’s rather unsociable

۳- من مهربان و صمیمی هستم.

.I’m kind and friendly

۴- خودم را مهربان و صمیمی می دانم.

.I consider myself kind and friendly

۵- او راستگو(درستکار)/ نادرست است.

.He’s honest/ dishonest

۶- او آرام/ عصبی است.

.He’s calm/nervy

۷- او اجتماعی(زود جوش) / گوشه گیر(دیر جوش) است.

.He’s sociable/unsociable

۸- او خوش اخلاق/ بد اخلاق است.

.He’s good-tempered/bad-tempered

۹- او صمیمی(خوش برخورد) است/ او چندان صمیمی نیست.

.He’s friendly/ rather unfriendly

۱۰- او خنده رو/افسرده است.

.He’s cheerful/depressed

۱۱- او پر حرف/ کم حرف است.

.He’s talkative/quiet

۱۲- او خوش صحبت/ کسل کننده است.

.He’s entertaining/boring

۱۳- او خجالتی/پررو است.

.He’s shy/ cheeky

۱۴- او مودب/ بی ادب است.

.He’s polite/impolite

۱۵- او متین(باوقار)# جلف/سطح پایین است.

.He’s calm/composed/ self-possessed# cheap/ low-class

۱۶- او مودب/ بی ادب است.

.He’s polite/ impolite (rude)

۱۷- او قابل اعتماد/ غیر قابل اعتماد است.

.He’s reliable/unreliable

۱۸- او باهوش/ کودن است.

.He’s smart (clever, intelligent)/stupid

۱۹- او پر کار/ تنبل است.

.He’s hard- working/ lazy

۲۰- او صبور / عجول است.

.He’s patient/ impatient

۲۱- او فعال/ کم تحرک است.

.He’s active/ inactive

۲۲- او عاطفی/ غیر عاطفی است.

.He’s emotional/ unemotional (cool)

۲۳- او آگاه (معقول)/ ناآگاه است.

.He’s sensible/ insensible

۲۴- او خوش بین/ بدبین است.

.He’s optimistic /pessimistic

۲۵- او شجاع(با شهامت)/ بزدل است.

.He’s brave(courageous)/chicken-hearted(a coward)

۲۶- او جدی/ بی خیال است.

.He’s serious/ easygoing

۲۷- او سخاوتمند/ خسیس است.

.He’s generous/ mean

۲۸- او صرفه جو/ ولخرج است.

.He’s economical/extravagant

۲۹- او با تدبیر/ بی تدبیر است.

.He’s tactful/tactless

۳۰- او دارای اعتماد به نفس/ فاقد اعتماد به نفس(متزلزل) است.

.He’s self-confident/ insecure

۳۱- او مهربان/ نامهربان است.

.He’s kind/ unkind

۳۲- او متواضع/ متکبر است.

.He’s down- to-earth (humble)/arrogant

۳۳- او عاقل/ ابله است.

.He’s wise/ a fool (foolish)

۳۴- او قاطع/ بی اراده است.

.He’s decisive/ indecisive

۳۵- او روشنفکر/امّل است.

.He’s intellectual/ fanatic

۳۶- او مسئول/ غیر مسئول است.

.He’s responsible/irresponsible

۳۷- او خلاق/ فاقد خلاقیت است.

.He’s creative/unimaginative

۳۸- او خود خواه نیست/ خود خواه است.

.He’s unselfish/ selfish

۳۹- او آزاد اندیش/ کوته فکر است.

.He’s broad-minded/ narrow- minded

۴۰- او با سلیقه/ شلخته است.

.He’s tidy(neat)/ messy(untidy)

۴۱- او حس همکاری دارد/ حس همکاری ندارد.

.He’s cooperative/uncooperative

۴۲- او با ملاحظه/ بی ملاحظه است.

.He’s considerate/inconsiderate

۴۳- او قابل انعطاف/ لجباز است.

.He’s flexible/stubborn

۴۴- او یک آقای به تمام معنی است.

.He’s a real gentleman

۴۵- او یک خانم به تمام معنی است.

.She’s a real lady

۴۶- او با نشاط و پر انرژی است.

.He’s lively and energetic

۴۷- او مبتکر و خلاق است.

.He’s innovative and creative

۴۸- او متفکر و آزاد اندیش است.

.He’s thoughtful and open-minded

۴۹- او خود ساخته و متکی به نفس است.

.He’s self- made and independent

۵۰- او با سواد و با مطالعه است.

.He’s knowledgeable and well- read

۵۱- او با شخصیت و قابل احترام است.

.He’s dignified and respectable

۵۲- او سخاوتمند و مهمان نواز است.

.He’s generous and hospitable

۵۳- او سخت کوش و درس خوان است.

.He’s hard-working and studious

۵۴- او متظاهر است.

.He’s showy (a show-off)

۵۵- او خسیس است.

.He’s stingy (a miser)

۵۶- او حسود است.

.He’s jealous

۵۷- او دو رو است.

.He’s two-faced

۵۸- او حساس است.

.He’s sensitive (touchy)

۵۹- او احساساتی است.

.He’s sentimental

۶۰- او لوس است.

.He’s spoiled

۶۱- او کنجکاو(فضول) است.

.He’s curious (nosy/nosey)

۶۲- او زود از کوره در می رود.

.He’s quick-tempered./he loses his temper quickly

۶۳- همیشه پشت سر(من ) حرف می زند.

.He’s always talking behind (my) back

۶۴- او اعتماد به نفس ندارد.

.He lacks self-confidence

۶۵- نسبت به انتقاد حساسیت دارد.

.He’s rather sensitive to criticism

۶۶- هرگز غیبت نمی کند.

.He never backbites

۶۷- همیشه سر به سر دوستانش می گذارد.

.He always teases his friends

۶۸- معمولا با دیگران قاطی نمی شود.

.He doesn’t usually mix with others

شخصیت افراد

آموزش بیشتر

در آموزش های گذشته نیز لغات مربوط به شخصیت افراد در زبان انگلیسی مطرح شده بودند. برای آشنایی با این لغات می توانید لغات مربوط به شخصیت افراد در زبان انگلیسی را مشاهده نمایید.

 

ادامه مطلب ...
382 بازدید

اصطلاحات و جملات کاربردی در بانک به زبان انگلیسی

بانک

اصطلاحات و جملات کاربردی در بانک به زبان انگلیسی

بانک نهادی اقتصادی است که وظیفه‌هایی چون تجهیز و توزیع اعتبارات، عملیات اعتباری و مالی، خرید و فروش ارزها، نقل و انتقال وجوه، وصول مطالبات اسنادی و سود سهام مشتریان، پرداخت بدهی مشتریان و غیره را بر عهده دارد و روزانه افراد زیادی به بانک مراجعه می کنند لذا در این مطلب قصد داریم اصطلاحات و جملات کاربردی انگلیسی که در بانک مورد استفاده قرار می گیرند را بررسی کنیم.

۱- نزدیکترین شعبه بانک تجارت کجاست؟

?Where is the nearest branch of Tejarat Bank

۲- شما کارمند این بانک هستید؟

?Are you bank clerk here

۳- لطفا به صندوقداری که آنجاست مراجعه کنید.

.Please go to the cashier over there

۴- الان پشت باجه خیلی شلوغ است.

.There are many people at the counter now

۵- من  در بانک ملت حساب دارم.

.I bank with mellat

۶- من مشتری این بانک هستم.

.I am a client of this bank

۷- می توانم کمکتان کنم؟

?May I help you

۸-مایلم در بانک شما حساب باز کنم.

.I would like to open an account with your bank

۹- چه حسابی باز می کنید؟ پس انداز یا جاری؟

?What kind of account would you like to open? a saving account or a checking account

۱۰- می توانم یک حساب مشترک باز کنم؟

?Can I open a joint account

۱۱- آیا پول به حساب واریز می کنید یا برداشت می کنید؟

?Do you wish to deposit or withdraw money

۱۲- لطفاً فیش پرداخت را پر کنید.

.Fill out the deposit slip, please

۱۳- میشه لطفا موجودی مرا بگویید؟

?Could you tell me what my balance is, please

۱۴- دیروز ۴۰۰ تومان به حساب شما واریز کردم.

.I paid 400 toman into your account yesterday

۱۵- دفترچه تان لطفا.

.Give me your passbook/ bankbook, please

۱۶- می خواهم صد تومان از حسابم برداشت کنم.

.I would like to withdraw 100 toman

۱۷- حسابم در این بانک خوب کار می کند.

.I have a good credit with this bank

۱۸- می توانم گزارش حسابم را ببینم؟

?May I see a statement of my account

۱۹- شما بیش از موجودی خود برداشت کرده اید.

.You are overdrawn

۲۰- کجا می توانم این چک را نقد کنم؟

?Where can I cash this check

۲۱- این چک در وجه حامل است.

.This check is payable to the bearer

۲۲- مبلغ مورد نظر شما چقدر است؟

?How do you want the money

۲۳- لطفا به من پنجاه تومان بدهید.

.Please give me fifties

۲۴- چک من هیچ وقت برگشت نخورده است.

.My check has never bounced

۲۵- آیا تا به حال پیش آمده است که چک بی محل بکشی؟

?Have you ever drawn a bad cheek

۲۶- این چک سفید امضا مال شماست؟

?Is this blank cheek yours

۲۷- رقم را به حروف هم بنویسید.

.Write the amount out in words, too

۲۸- نرخ سود اینجا چقدر است؟

?What’s the rate of interest here

۲۹- هفت و نیم درصد.

.Seven and a half percent

۳۰- نرخ برابری ارز چقدر است؟

?What’s the exchange rate

۳۱- این چک های مسافرتی پشت نویسی هم می خواهد؟

?Do I need to endorse these traveler’s checks

۳۲- نه فقط این یکی را پشت نویسی کنید و پشت بقیه هم فقط یک امضا بزنید.

.No, endorse this one and just sign your name on the back of the other ones

۳۳- خانه ما در رهن بانک است.

.Our house is mortgaged to the bank

۳۴- بانک به شما وام خواهد داد.

.The bank will give/grant you a loan

۳۵- بانک برای وام های جدید شرایط سختی گذاشته است.

.The bank has set strict conditions for new loans

۳۶- هنوز دارم قسط های وامم را می دهم.

.I am still paying off my loan

۳۷- برای باز پرداخت این وام مهلت بیشتری می خواهم.

.I need more time to pay back this loan

 

ادامه مطلب ...
365 بازدید

مطرح کردن درخواست در زبان انگلیسی و نکات مربوط به آن

درخواست-در-زبان-انگلیسی

مطرح کردن درخواست در زبان انگلیسی

از قسمت های مهم و پرکاربرد زبان انگلیسی بحث مطرح کردن درخواست در این زبان است. برای مطرح کردن این قسمت پرکاربرد در زبان انگلیسی از Can،  Could، Will، Would، Would you mind و Do you mind استفاده می کنیم. امروز قصد داریم در این مورد صحبت کنیم .

در درخواست های دوستانه از  Can/ willاستفاده می شود و Could/would برای درخواست های مودبانه به کار برده می شوند.

از Can/could در جملات پرسشی یک درخواست استفاده می شود به عنوان مثال به جمله ی زیر توجه کنید:

?Can you help me with my homework

 میتونی توی تکالیف ام بهم کمک کنی؟

هنگامی از Will/would استفاده می کنیم که می خواهیم از شخص مقابل خود به طور مودبانه درخواست کنیم که در صورتی که مایل است به خواسته ما عمل کند. به عنوان مثال به این مثال توجه کنید:

?Would you lend me your car this weekend

تمایل داری ماشینت رو برای اخر هفته بهم قرض بدی؟

پس می توان گفت وقتی از Can/couldاستفاده می کنیم درمورد توانایی انجام کاری سوال می کنیم و هنگامی که از Will/ would استفاده می کنیم قصد داریم در مورد  تمایل به انجام کاری سوال کنیم.

درخواست کردن در موقعیت های دوستانه، اغلب به صورت امری مطرح می شود و در آخر جمله will you? اضافه می گردد.

?Turn down the music, will you

صدای موسیقی را کم کن، لطفا

?Pick up your things, will you

کتابهایت را سرجایش بگذار

در پاسخ می توان عبارات زیر را به کار برد:

Ok، Sure، Yeah Ok

یکی دیگر از مهمترین عبارت هایی که برای خواهش کردن در موقعیت های رسمی رایج است عبارت would you mind…? (به معنای لطفا) می باشد.

نکته ی مهم در این نوع درخواست به کاربردن شکل ing افعال بعد از فعل mind است.

مثال:

?Would you mind putting out your cigarette

بی زحمت / لطفا سیگارتان را خاموش کنید.

امیدوارم مطالب فوق برای شما مفید واقع شده باشد.

ادامه مطلب ...
402 بازدید

آموزش لغات مربوط به وسایل حمل و نقل در زبان انگلیسی

وسایل حمل و نقل در زبان انگلیسی

وسایل حمل و نقل

در این مطلب از سایت zabandownload.com سعی شده است تا لغات مربوط به وسایل حمل و نقل در زبان انگلیسی آموزش داده شوند. در ادامه چند نمونه از لغات مربوط به وسایل حمل و نقل را می آموزیم.

Vehicleوسیله نقلیه

minivan وانت کوچک

Motorcycleموتورسیکلت

plane هواپیما

rocket موشک

ambulance آمبولانس

sailboat قایق بادبانی

garbage truck ماشین حمل زباله

truck کامیون

wheelchair صندلی چرخدار، ویلچر

tow truck ماشین یدک کش

train قطار

van خودروی مسافری کوچک

ship کشتی

bulldozer بولدوزر

jet جت

steamshovel ماشین خاک برداری

tanker کامیون نفت کش یا حمل مایعات

tractor تراکتور

Yacht کشتی کوچک تفریحی

bus اتوبوس

airplane هواپیما

rowboat قایق پارویی

automobile اتومبیل

canoe نوعی قایق کوچک

boat قایق

Helicopter بالگرد یاهلی کوپتر

zeppelin بالن

Cargo van ماشین باری

submarine زیردریایی

bicycleدوچرخه

cart گاری

taxiتاکسی

مونوریل monorail

segwaysاسکوتر برقی

کشتی های باری cargo ships

هواپیما های مسافری passenger planes

freight planesهواپیما های باری

هواپیمای جنگنده fighter planes

Cable carتله کابین

Minibusمینی بوس

Police carماشین پلیس

Race carماشین مسابقه ای

Subwayمترو

fire truck ماشین آتش نشانی

از همراهی شما با این مطلب آموزشی بسیار سپاسگذاریم. در آینده نیز با ما همراه باشید.

 

ادامه مطلب ...
479 بازدید

اصطلاحات مربوط به آب و هوا در زبان انگلیسی

اصطلاحات مربوط به آب و هوا در زبان انگلیسی

در این آموزش قصد داریم تعدادی از لغات و اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را که مربوط به آب و هوا هستند و در مکالمات روزمره رایج می باشند معرفی کنیم.

Weatherآب و هوا

Forecastپیش بینی وضعیت آب و هوا

Climatologistهواشناس

Climatologyهواشناسی

Monsoonدوره یا فصولی که باران شدید می بارد

Dryدوره یا فصولی که هوا خشک است

Wetدوره یا فصولی که هوا مرطوب است

Winterزمستان

Autumn – fallپاییز

Summerتابستان

Springبهار

Stormشرایط آب و هوایی سخت

Windباد

Cloudابر

Sunshineتابش شدید نور خورشید

Rainباران

Snowبرف

Thunderstormطوفان همراه با رعد

Hailstormرگبار

Hailstoneتگرگ

Hurricane – typhoonطوفان شدید گردباد

Thunder and lightingرعد و برق

Storm cloudابرسیاهی که ممکن است باران همراه داشته باشد

Foggyمه آلود

Freezeیخبندان

Windyبادی

Rainyبارانی

Cloudyابری

Stiflingهوای خفقان آور

Muggyشرجی

Changeableمتغیر

Stormyطوفانی

Clearصاف

Mistغبارآلود

Scorcherخیلی گرم و سوزان

Hotداغ

Warmگرم

Dryخشک

Humid = damp = moistمرطوب

Sunnyآفتابی

Mildملایم

Freezingخیلی سرد و یخبندان

Coldسرد

Coolخنک

Alpineشرایط آب و هوایی در ارتفاعات

Moderateملایم معتدل

Extreme (hot / cold) خیلی گرم یا سرد

 

ادامه مطلب ...
364 بازدید

خصوصیات افراد در زبان انگلیسی

 

خصوصیات افراد

خصوصیات افراد در زبان انگلیسی:

استفاده از لغات و اصطلاحاتی که حالت و خصوصیت افراد را بیان کند در مکالمات روزمره بسیار پرکاربرد است از این رو در این مطلب صفات کاربردی برای توصیف خصوصیات افراد در زبان انگلیسی آورده شده است.

Disappointed= نا امید

Kind= مهربان

Excited= هیجان زده

Serious= جدی

Crazy= دیوانه

Unintelligent= کم هوش

Impolite= بی ادب

Honest= راستگو

Dishonest= متقلب

bad-tempered= بد اخلاق

good-humoured= خوش اخلاق

sensible= دانا

easy-going= بیخیال

tall= قد بلند

Short= قد کوتاه

Slim= لاغر

Thin= بسیار لاغر

Fat= چاق

Obese= بسیار چاق

good-looking= خوش قیافه

pretty= خوشگل

Handsome= خوشتیپ

Calm= خونسرد

Funny= بامزه

Old=پیر

Young= جوان

middle-aged= میان سال

bald=کچل

Depressed=افسرده

Lazy=تنبل

Rude= بی ادب

Intelligent=باهوش

Stupid=احمق

Clever=زرنگ

Patient=صبور

Scruffy= ژولیده

Mean= بدجنس

Witty=شوخ

Worried=نگران

Sad=غمگین

Outgoing= اجتماعی

Polite= با ادب

Shy=خجالتی

Generous= سخاوتمند

Snobbish=پرافاده

Miserable= بدبخت

Unhappy= ناراحت

Emotional= احساساتی

Ugly= زشت

Impulsive= غیر قابل پیش بینی

Adventurous= ماجراجو

Astonished=شگفت زده

Cautious= کنجکاو

Cheeky=پررو

Crude= بی تجربه

Sophisticated=با تجربه

Impatient= عجول

Bored= بی حوصله

Brave= شجاع

angry =عصبانی

annoyed =دلخور / رنجیده

Disobedient= سرکش

خسته= tired

Relaxed=ارام

Anxious= مضطرب / دلواپس

Cowardly= ترسو

Modest= فروتن / متواضع

absent-minded= حواس پرت

talented= با استعداد

Obedient= مطیع / حرف گوش کن

Stressed= پر استرس / پریشان خاطر

Enthusiastic= مشتاق / پر شور و شوق

Principled= معتقد / پایبند

Conceited= مغرور

Sensitive=حساس

 

ادامه مطلب ...
464 بازدید

کاربرد کلمات پرسشی در نقش حرف ربط

کلمات پرسشیalt

کاربرد کلمات پرسشی در نقش حرف ربط

کلمات پرسشی همان کلماتی هستند که در ابتدای یک جمله پرسشی قرار می گیرند و یکی از اجزای جمله را مورد سوال قرار می دهند . بیشتر این کلمات با دو حرف wh آغاز می شوند.چند نمونه از این کلمات Who, what, where,when,why, whitch,how, how many,how much هستند.

این کلمات می توانند در وسط یک جمله مرکب، در واقع بین دو جمله ی ساده قرار بگیرند و نقش حرف ربط را بازی کنند. به جملات زیر دقت کنید:

I don’t know when they will arrive

He doesn’t remember what you said

I can’t understand why he left his wife

یک اشتباه رایج:

وقتی کلمه ی استفهام در وسط جمله و به عنوان حرف ربط به کار می برده شود دیگر نمی توان جمله ی وابسته یا پیرو را سوالی مطرح کرد. به عبارت دیگر می توان گفت در جملات مرکب جمله ای که بعد از کلمه ی پرسشی قرار می گیرد باید حتما خبری باشد . خبری بودن جمله یعنی جمله با فاعل شروع شود نه فعل کمکی.با این حساب از بین دو جمله زیر ، جمله دوم اشتباه است :

I know what you bought

I know what did you buy

کلمات پرسشی به راحتی نقش حرف ربط را بازی می کنند . جملاتی که بررسی شدند مرکب بودند یعنی دو جمله ساده با یک حرف ربط به هم متصل شده و تشکیل یک جمله ی طولانی را داده اند . به جمله ای که با حرف ربط آغاز می شود ، جمله وابسته( پیرو) می گویند و جمله ی دیگر جمله ی هسته (پایه) نامیده می شود. برای آن که یک جمله ی مرکب به شکل پرسشی در آید باید این کار از قسمت هسته انجام شود.

وقتی فاعل یک جمله با which، what، who مورد سوال قرار گرفته باشد دیگر تفاوتی بین حالت خبری و پرسشی نخواهیم داشت. به عنوان مثال جمله ی زیر را در نظر بگیرید .

I want to know what happened here yesterday

امیدواریم مطالب فوق برای شما مفید واقع شده باشند. از همراهی شما با سایت zabandownload.comمتشکریم.

ادامه مطلب ...
367 بازدید

اصطلاحات انگلیسی ترکیبی با فعل make چیست؟

Nike Make

اصطلاحات ترکیبی رایج با فعل make

در این مطلب نمونه اصطلاحات انگلیسی رایج که به صورت ترکیبی با فعل make می آیند را مشاهده می کنید:

make a decision

تصمیم گرفتن

make a discovery

کشف کردن

make a profit

سود کردن

make a promise

 قول دادن

make an agreement

به توافق رسیدن

make a announcement

اعلان کردن

make an attempt

تلاش کردن

make an offer

تعارف کردن

make a mistake

اشتباه کردن

ادامه مطلب ...
1054 بازدید