ویژگی های اصلی زبانشناس به شرح زیر است:

✔️ یادگیری زبان انگلیسی با بهترین منابع و داستان های آموزشی

✔️ افزایش سریع دایره‌ی لغات انگلیسی با روشی ابتکاری

✔️ یادگیری مکالمه زبان انگلیسی و گرامر با استراتژی‌های کارآمد (تکنیک سایه و پنج استراتژی دیگر)

✔️ مناسب برای تمام سطوح، به همراه ترجمه‌ی فارسی مطالب برای مبتدی‌ها

برای مشاهده‌ی آنلاین مطالب آموزش، به قسمت داستان‌ کوتاه انگلیسی وبسایت زبانشناس مراجعه بفرمایید.

برای مشاهده‌‌ی کامل ویژگی های نرم افزار زبانشناس به بخش نرم افزار آموزش زبان انگلیسی اندروید زبانشناس مراجعه کنید.

برای ورود به صفحه‌ی اصلی وبسایت زبانشناس، روی دکمه‌ی زیر کلیک کنید:

نمایش مطالب در رابطه با موضوع: {آموزش زبان عربی}

جملات کاربردی سفرهای زیارتی

جملات کاربردی سفرهای زیارتی

در این نوشته برای افرادی که قصد سفرهای زیارتی به کشورهای عربی را دارند جملات کاربردی را که ممکن است در مکالمات خود به آن ها نیاز پیدا کنند، قرار داده ایم. این جملات کاربردی عربی را در ادامه می خوانیم.

جملات کاربردی.

 

ایا می توانی کمکم کنی؟؟

فصیح :هل تستطیع مساعدتي؟

عاميانه: تگدر تساعدني؟

 

 

ایا امکانش هست؟

فصیح: هل من الممکن(هل یمکن) ؟

عامیانه: ایصیر؟

 

 

چیز دیگری نیاز دارید؟؟

فصیح:هل تحتاج شيئا اخر؟؟

عاميانه:تحتاج شيء ثاني(بعد) ؟

 

 

سيم كارت دارى؟

فصیح:هل لديك شريحة؟ 

عاميانه:عندك خط؟ 

 

 

یک هتل نزدیک حرم می خواهم.

فصیح: ارید فندق قریب من الحرم. 

عاميانه: ارید فندق قریب للحرم (قریب عل الحرم)

 

ادامه مطلب ...
216 بازدید

سوره ی اخلاص (توحید) همراه با ترجمه ی آن به زبان های گوناگون

سوره ی اخلاص (توحید) همراه با ترجمه ی آن به زبان های گوناگون

سوره ی اخلاص در مکه نازل شد و دارای ۴ آیه است. کلمه اخلاص به معنی خالص کردن می باشد. این سوره در پاسخ به پرسش یهودیان درباره خدا نازل شده است. نام‌ های این سوره ی اخلاص ، «توحید»، «قل هو الله» و «اساس» است و بعد از سوره ی ناس در اوائل بعثت در مکه نازل شده‌ است.

در این نوشته  سوره ی اخلاص (توحید) همراه با ترجمه ی آن به زبان های فارسی، انگلیسی ، فرانسوی، آلمانی، اسپانیایی، ترکی و ایتالیایی برای یادگیری بهتر این زبان ها قرار داده شده است.

سوره ی اخلاص

 

ادامه مطلب ...
262 بازدید

آموزش اسامی دروس در زبان های مختلف

آموزش اسامی دروس در زبان های مختلف

در این پست آموزشی قصد داریم تا نام دروس را در زبان های مختلف بیان کنیم. این زبان ها شامل انگلیسی، آلمانی ، فرانسوی، روسی ، کره ای، ژاپنی ، هندی ، اسپانیایی و عربی هستند.

نام-دروس

نام دروس در زبان های مختلف:

ادبیات= literature= Literatur =littérature=литература=문학=文学=साहित्य=literatura=أدب

زبان= languages= Sprachen=langue=язык=언어=言語=भाषा=idioma=لغة

جغرافیا=geography= Erdkunde=géographie=география=지리=地理=भूगोल= geografía=جغرافية

تاریخ= history= Geschichte= histoire=история=역사=歴史=इतिहास=historia=تاريخ

هنر= art= Kunst=art=Изобразительное искусство=미술=アート=कला=art=فن

ریاضی= math= Mathematik= math= математический=수학=数学= गणित= mates=الریاضیات

علوم=science= Naturwissenschaft= science= наука=과학=科学= विज्ञान= ciencia= علم

فیزیک= physics= Physik= la physique= физика=물리학=物理= भौतिक विज्ञान= física= علوم فيزيائية

شیمی= chemistry= Chemie= chimie= химия=화학=化学= रसायन विज्ञान= química= كيمياء

زیست شناسی==biologie Biologie= biologie= биология=생물학=生物学= जीवविज्ञान= biología= علم الاحياء

ورزش = physical education= der Sport= éducation physique= физическая культура=체육=体育= शारीरिक शिक्षा= educación Física= التعليم الجسدي

 

ادامه مطلب ...
667 بازدید

آموزش انواع ضمایر و کاربرد آن ها در زبان عربی

آموزش انواع ضمایر و کاربرد آن ها در زبان عربی

در این پست آموزشی قصد داریم انواع ضمایر و کاربرد آن ها را در زبان عربی بررسی نماییم .

ضمایر به دو دسته ی متصل و منفصل تقسیم می شوند.

ضمایر-عربی

ضمایر منفصل

ضمایر منفصل خود به دو دسته ی ضمایر منفصل مرفوعی و ضمایر منفصل منصوبی تقسیم می شوند.

ضمایر منفصل مرفوعی هو ، هی ، هما،هما،هم ،هنَ، انتَ، انتِ،انتما ،انتما،انتم،انتنَّ،انا و نحنُ هستند.

ضمایر منفصل منصوبی شامل ایاه،ایاها،ایاهم،ایاهما،ایاهم،ایاهنّ،ایاکَ ،ایاکِ،ایاکم ،ایاکما ، ایاکم، ایاکنّ، ایایَّ ،ایانا می باشند.

ضمایر متصل

ضمایر متصل نیز به دو دسته تقسیم می شوند.

ضمایر متصل به فعل مثل تَ ، تما و تم در فعل های کتبت ، کتبتما ، کتبتم.

ضمایر متصل به هر سه قسم اسم ، فعل یا حرف که ه ، ک ،هما، کما، هم ، کم ، ها ،ک ، هما ، کما ، هنّ ، کنّ ، ی و نا هستند.

ضماير منفصل مرفوع (رفعی)

هوَ             او

هُما            آن دو

هُم             آنان

هىَ            او

هُما            آن دو

هُنَّ            آنان

أنتَ           تو

أنتما          شما دو تا

أنتم          شما

أنتِ        تو

أنتما        شما دو تا

أنتنَّ        شما

أنا         من

نَحنُ      ما

ضماير منفصل منصوب (نصبی) مفعولی

إيّاهُ              او را

إيّاهُما           آن دو را

إيّاهُم            آنان را

إيّاها             او را

إيّاهُما           آن دو را

إيّاهُنَّ           آنان را

إيّاكَ             تو را

إيّاكُما           شما دوتا را

إيّاكُم            شما را

إيّاكِ             تو را

إيّاكُما           شما دوتا را

إيّاكُنَّ           شما را

إيّاىَ            مرا

إيّانا             ما را

ضماير متصل به سه قسم كلمه (ضماير متصل منصوب يا مجرور)نصبی و جری

ـهُ،ـهِ             ـَشَ

ـهُما ،ـهِما       ـِشان

ـهُم، ـهِم         ـِشان

ـها                ـَش

ـهُما، ـهِما       ـِشان

ـهُنَّ، ـهِنَّ       ـِشان

ـكَ               ـَت

ـكُما             ـِتان

ـكُم              ـِتان

ـكِ              ـَت

ـكُما            ـِتان

ـكُنَّ            ـِتان

ـى              ـَم

ـنا              ـِمان

چند نکته مهم:

۱- ترجمه ي ضماير متصل به سه قسم كلمه يا( ضمير متصل نصب و جر) را مي توان با ترجمه ي ضماير منفصل يكي دانست.

۲- هر گاه قبل از ضماير ( ـهُ، ـهُما،ـهُم، ـهُنَّ ). « كسره» يا « ﻯ» بيايد؛ تبديل به ( ـهِ ، ـهِما، ـهِم، ـهُنَّ ) مي شوند .

۳- هر گاه ضمايري مانند إيّاك در اوّل جمله بيايند؛ ترجمه فارسي را با «فقط» يا «تنها»  شروع  مي كنيم.

۴- هرگاه «نا» ضمیر متکلم به حروف «إنّ» و «کأنّ» بپیوندد ممکن است که یک نون حذف شود

ضماير متصل فاعلي (مرفوع – رفعی)

ضماير متّصل فاعلي چسبيده به فعل ماضي، مضارع و امر است؛ البتّه بعضي فعل ها ضمير متّصل فاعلي ندارند بلكه ضمير مستتر (يعني پنهان ) دارند.

ضماير متّصل فاعلي عبارتند از : ( ا، و، نَ، تَ، تُما، تُم، تِ، تُما، تُنَّ، تُ، نا، ﻯ )

فعل مضارع ( در حالتي كه حروفي مانند لاي نهي قبل از آن نباشند) مرفوع است يعني آخرش يا  ﹹ دارد مانند يفعلُ، تفعلُ، أفعلُ، نفعلُ  و يا « نون عِوَض رفع» دارد. (يعني نون به جاي  ﹹ آمده  است.)

مانند: يفعلانِ، يفعلونَ، تفعلانِ، تفعلينَ، تفعلونَ.
%

ادامه مطلب ...
253 بازدید

آموزش زبان عربی به همراه لغات پرکاربرد

رتامل

آموزش زبان عربی

حداقل دما در اين شهر ۱۵ و حداکثر ۴۵ درجه سانتيگراد است: في هَذِه المَدينَةِ دَرَجَةُ الحَرارَةِ الصُّغرَی هِيَ خَمسَ عَشرَةَ دَرَجَةً مِئَوِيَّةً وَ العُظمَی خَمسَةٌ وَ أَربَعُونَ دَرَجَةً.

 اسم من.. است: إسمي…/ إسمِي سَعيدٌ./ إسمي فاطِمَةُ .

اطمينان ندارم، مطمئن نيستم: لَستُ مُتَأَکِّداً (لِلمُذَکَّر) / لَستُ مُتَأَکِّدَةً. (لِلمُؤَنَّث)

 آفرين برتو! خدا به شما بركت دهد: بارَكَ اللهُ فيكَ. (لِلمُذَکَّر) بارَکَ اللهُ فِيکِ.(لِلمُؤَنَّث)

بارَكَ اللهُ فِيکُم (لِلمُخاطَبِينَ) / بارَكَ اللهُ فِيکُنَّ. (لِلمُخاطَبات)

 افسوس، حيف: يا لَلْخَسارَة.

 اگر به ديدن من بياييد خوشحال خواهم شد. سَوفَ أَکُونُ مَسرُوراً إذا جِئتَ لِزيارَتِي (لِلمُذَکَّر) / سَوفَ أَکُونُ مَسرُورةً إذا جِئتَ لِزيارَتِي. (لِلمُؤَنَّث)

 البته: طَبْعاً، بِالطَّبْعِ

 اوقات خوشی را برايت آرزو می کنم: أتَمَنَّی لَکَ وَقتاً طَيِّباً. (لِلمُذَکَّر)

 أتَمَنَّی لَکِ وَقتاً طَيِّباً. (لِلمُؤَنَّث)

 أتَمَنَّی لَکُم وَقتاً طَيِّباً. (لِلمُخاطَبِينَ) / أتَمَنَّی لَکُنَّ وَقتاً طَيِّباً. (لِلمُخاطَبات)

 أتَمَنَّی لَهُم وَقتاً طَيِّباً. (لِلغائِبينَ) / أتَمَنَّی لَهُنَّ وَقتاً طَيِّباً. (لِلغائِبات)

 آيا می توانی به من کمک کنی؟ هَلْ تَسْتَطيعُ أنْ تُساعِدَنِی؟

 بله، می توانم به شما کمک کنم: نَعَم، أَستَطِيعُ أَنْ أُساعِدَکَ.

 نه، نمی توانم به شما کمک کنم: لا، لا أَستَطِيعُ أَنْ أُساعِدَکَ.

 آيا مطمئن هستی؟ هَل أَنتَ واثِقٌ؟/ بله، کاملاً مطمئن هستم: نَعَم کُلَّ الثِّقَةِ.

 آيا ميل داريد با من بيرون بياييد؟ هَل تَرغَبُ بِالخُرُوجِ مَعِي؟

 بله، دوست دارم با تو بيرون بيايم: نَعَم، أُحِبُّ الخُروجَ مَعَکَ.

 آيا شما متأهل هستيد يا مجرد؟ هَل أَنتَ مُتَزَوِّجٌ أَم أَعزَب؟ (لِلمُذَکَّر)

 من متأهل هستم: أَنَا مُتَزَوِّجٌ.

 آيا شما متأهل هستيد يا مجرد؟ هَل أَنتِ مُتَزَوِّجَةٌ أَم عَزباء؟ (لِلمُؤَنَّث)

 من مجرد هستم: أَنَا عَزباء.

 آيا شما بچه داريد؟ هَل عِندَکَ أَولادٌ ؟ (لِلمُذَکَّر) / هَل عِندَکِ أَولادٌ ؟ (لِلمُؤَنَّث)

 بله بچه دارم: نَعَم، عِندِي أَولادٌ. نه بچه ندارم: ما عِندِي أَولادٌ.

 أيا خجالت نمی کشی! أَلا تَخجَلُ! (لِلمُذَکَّر) / أَلا تَخجَلِينَ ! (لِلمُؤَنَّث)

 با اجازه شما: عَنْ إذْنِکَ. (لِلمُذَکَّر) / عَنْ إذْنِکِ. (لِلمُؤَنَّث)

 با دلی سرشار از محبت و ارادت نامه ام را آغاز می کنم : أَبدَأُ رِسالَتِي بِقَلبٍ مُفعَمٍ بِالحُبِّ وَ الإخلاصِ.

 با دلی سرشار از اندوه به شما تسليت می گويم: أُعَزِّيکُم بِقَلبٍ مِلؤُهُ الحُزنُ وَ الأَسَی.

ببخشيد: عَفْواً.

 بدبختانه، متأسفانه: مِنْ سُوءِ الحَظِ.

 بدون شک،بدون ترديد: لا شَکَّ

 برای او آرزوی پيروزی کرد: تَمَنَّی لَهُ النَّجاحَ .(لِلمُذَکَّر) / تَمَنَّتْ لَها النَّجاحَ. (لِلمُؤَنَّث)

 برايت خوشبختی آرزو می کنم: أتَمَنَّی لَکَ حَظّاً سَعيداً. (لِلمُذَکَّر)

 أتَمَنَّی لَکِ حَظّاً سَعيداً. (لِلمُؤَنَّث)

 أتَمَنَّی لَکُم حَظّاً سَعيداً. (لِلمُخاطَبِينَ)

 أتَمَنَّی لَکُنَّ حَظّاً سَعيداً. (لِلمُخاطَبات)

 أتَمَنَّی لَهُ حَظّاً سَعيداً .(لِلغائب)

 أتَمَنَّی لَها حَظّاً سَعيداً. (لِلغائِبة)

 برايت موفقيت آرزو می کنم: أتَمَنَّی لَکَ نَجاحاً.(لِلمُذَکَّر)

 أتَمَنَّی لَکِ نَجاحاً. (لِلمُؤَنَّث)

 برايتان موفقيت آرزو می کنم: أتَمَنَّی لَکُم نَجاحاً. (لِلمُخاطَبِينَ)

 أتَمَنَّی لَکُنَّ نَجاحاً. (لِلمُخاطَبات)

 بسيار متأسفم: آسِفٌ جِدّاً. (لِلمُذَکَّر) / آسِفَةٌ جِدّاً. (لِلمُؤَنَّث)

 بفرما: تَفَضَّلْ.(لِلمُذَکَّر) / تَفَضَّلي (لِلمُؤَنَّث)

 بِفرما: شَرِّف. (لِلمُذَکَّر) / شَرِّفِي. (لِلمُؤَنَّث) (در سوريه و لبنان)

 بفرما بنشين:تَفَضَّلْ بِالجُلُوسِ.(لِلمخاطب)/ تَفَضَّلِي بِالجُلُوسِ.(لِلمخاطبة)

 تَفَضَّلُوا بِالجُلُوسِ. (لِلمُخاطَبِينَ) / تَفَضَّلنَ بِالجُلُوسِ. (لِلمُخاطَبات)

 بقای عمرشما باد« درتسليت»:البَقِيّة في حياتِكُمْ.

 به تو قول می دهم: أُعاهِدُكَ. (لِلمُذَکَّر) / أُعاهِدُكِ. (لِلمُؤَنَّث)

 به اميد ديدار: إلی اللِّقاء./ به سلامت: مَعَ السَّلامَة./ به ما افتخار داديد: شَرَّفتُمُونا.

 به من اجازه می دهيد؟ هَلْ تَسْمَحُ لِی؟ (لِلمُذَکَّر)

 هَلْ تَسْمَحِينَ لِی؟(لِلمُؤَنَّث)

 بله به شما اجازه می دهم: نَعَم، أَسمَحُ لَکَ. (لِلمُذَکَّر)

 نَعَم، أَسمَحُ لَکِ. (لِلمُؤَنَّث)

 به من اجازه بدهيد: اِسْمَحْ لِی.(لِلمُخاطَب) / اِسْمَحِي لِی.(لِلمُخاطَبَة)

 به… نياز دارم: اَحْتاجُ إلی…/ به خودکار نياز دارم: اَحتاجُ إلی قَلَمٍ جافٍّ./ به مداد نياز دارم: اَحتاجُ إلی قَلَمِ رَصاصٍ./ به خودنويس نياز دارم: اَحتاجُ إلی قَلَمِ حِبرٍ.

 به پدرت سلام برسان: سَلِّم إلی أَبِيکَ. (لِلمُخاطَب)

سَلِّمي إلی أبيکِ . (لِلمُخاطَبَة)

به برادرت سلام برسان: سَلِّم إلی أَخيکَ. (لِلمُخاطَب)

سَلِّمي إلی أَخيکِ. (لِلمُخاطَبَة)

به زودی اين کشور را ترک خواهم کرد: سَأُغادِرُ هَذَا البَلَدَ قَريباً.

به زودی اين کشور را ترک خواهيم کرد: سَنُغادِرُ هَذَا البَلَدَ قَريباً.

هرگز اين کشور را ترک نخواهم کرد: لَن اُغادِرَ هَذَا البَلَدَ.

هرگز اين کشور را ترک نخواهيم کرد: لَن نُغادِرَ هَذَا البَلَدَ.

تبريک،مبارک باشد: مَبْرُوک./ هزار بار تبريک: ألْف مَبْروک./ تبريک های قلبی: التَّهانِیَ القَلْبِيَّة.

تلفن شما چند است؟ کَم رَقَمُ هاتِفِکَ؟

تو اشتباه می کنی: أنْتَ غَلْطان .(لِلمُخاطَب) / أنتِ غَلطانَة . (لِلمُخاطَبَة)

تو را به خدا می سپارم: أسْتَوْدِعُکَ اللهُ. (لِلمُخاطَب) / أسْتَوْدِعُکِ اللهُ. (لِلمُخاطَبَة)

تو مرا بدبخت کردی: أَنتَ خَرَّبتَ بَيتي. (لِلمُخاطَب)

أَنتِ خَرَّبتِ بَيتي. (لِلمُخاطَبَة)

حال شما چطور است؟ کَيفَ حالُکَ ؟ (لِلمُخاطَب) / کَيفَ حالُکِ ؟ (لِلمُخاطَبَة)

من خوبم، تو چطوری؟ أَنَا بَخَيرِ، کَيفَ أَنتَ ؟ (لِلمُخاطَب)

أَنَا بَخَيرِ، کَيفَ أَنتِ ؟ (لِلمُخاطَبَة)

حال مادرت چطور است؟ کَيفَ حالُ أُمِّکَ؟

او خوب است، سپاسگزارم: هِيَ بَخَيرٍ، شُکراً لَکَ

حال خانواده خوب است؟ هَلِ العائِلَةُ بِخَيرٍ؟

بله، آن ها خوبند، بسيار سپاسگزارم: نَعَم، هُم بَخَيرٍ، شُکراً جَزيلاً.

حق با توست: الحَقُّ مَعَکَ. (لِلمُخاطَب) / الحَقُّ مَعَکِ. (لِلمُخاطَبَة)

خدا حافظ: في أَمانِ اللهِ./ خدا را شکر: الحَمْدُ لِلّهِ./ خدا نکند: لا سَمَحَ اللهُ.

خدا قوت: اللهُ يُقَوِّيكَ. (لِلمُخاطَب) / اللهُ يُقَوِّيكِ. (لِلمُخاطَبَة)

خداقوت! خسته نباشی! ساعَدَكَ اللهُ. (لِلمُخاطَب)

ساعَدَكِ اللهُ. (لِلمُخاطَبَة)

خدا خيرت دهد: بَشَّرَكَ اللهُ. (لِلمُخاطَب) / بَشَّرَكِ اللهُ. (لِلمُخاطَبَة)

خدا عمرت دهد! الهي پيرشی! أَطالَ اللهُ عُمرَكَ. (لِلمُخاطَب)

أَطالَ اللهُ عُمرَكِ. (لِلمُخاطَبَة)

خدا عمرتان دهد! الهی پير شويد! أَطالَ اللهُ عُمرَكُم. (لِلمُخاطَبِينَ)

أَطالَ اللهُ عُمرَکُنَّ. (لِلمُخاطَبات)

خدا تو را حفظ كند: رَعاكَ اللهُ. (لِلمُخاطَب) / رَعاكِ اللهُ. (لِلمُخاطَبَة)

خدا از تو درگذرد، خدا تو را بيامرزد: سامَحَكَ اللهُ. (لِلمُخاطَب)

سامَحَكِ اللهُ (لِلمُخاطَبَة)

خدا از شما در گذرد، خدا شما را بيامرزد: سامَحَکُمُ اللهُ. (لِلمُخاطَبِينَ)

سامَحَكُنَّ اللهُ. (لِلمُخاطَبات)

خدا را شکر سالم برگشتی(خطاب به مسافر):الحَمْدُ لِلهِ عَلَى السّلامةِ.

خداوند به شما برکت دهد: اللهُ يُبارِکُ فيکَ. (لِلمُخاطَب) / اللهُ يُبارِکُ فيکِ. (لِلمُخاطَبَة)

خداوند به تو سلامتی بدهد: اللهُ يُعْطِيکَ العافِيَة. (لِلمُخاطَب)

اللهُ يُعْطِيکِ العافِيَة. (لِلمُخاطَبَة)

خداوند به شما سلامتی بدهد: اللهُ يُعْطِيکُمُ العافِيَة. (لِلمُخاطَبِينَ)

اللهُ يُعْطِيکُنَّ العافِيَة. (لِلمُخاطَبات)

خداوند تو را از هر بلايی سلامت نگه دارد: اللهُ يَسلِمُکَ مِن کُلِّ بَلِيَّةٍ. (لِلمُخاطَب)

اللهُ يَسلِمُکِ مِن کُلِّ بَلِيَّةٍ. (لِلمُخاطَبَة)

خداوندشما را از هر بلايی سلامت نگه دارد: اللهُ يَسلِمُکُم مِن کُلِّ بَلِيَّةٍ. (لِلمُخاطَبِينَ)

اللهُ يَسلِمُکُنَّ مِن کُلِّ بَلِيَّةٍ. (لِلمُخاطَبات)

خداوندآن ها را از هر بلايی سلامت نگه دارد: اللهُ يَسلِمُهُم مِن کُلِّ بَلِيَّةٍ.(لِلغائِبِينَ)

اللهُ يَسلِمُهُنَّ مِن کُلِّ بَلِيَّةٍ.(لِلغائِبات)

خوابت خوش: صَحَّ النَّوم.

خواهش می کنم: أرْجُو،أرْجُوکَ.

خوب،بسيار خوب: طَيِّب، حَسَناً./ خوب، من بايد بروم: حَسَناً، يَجِبُ أَن أَذهَبَ.

خوبم : أَنَا بِخَيرٍ ./ ما خوبيم: نَحنُ بِخَيرٍ.

او خوب است : هُوَ بِخَيرٍ. (لِلمُذَکَّر) / هِيَ بِخَيرٍ. (لِلمُؤَنَّث)

خوش آمديد: أهْلاً وَ سَهْلاً ، مَرْحَباً.

خوش به حالت: ماأسْعَدَكَ.طُوبَی لَکَ. (لِلمُخاطَب)

ماأسْعَدَكِ.طُوبَی لَکِ. (لِلمُخاطَبَة)

خوشوقت شديم: تَشَرَّفْنا، فُرصَة سَعيدَة./ خوشبختانه: مِن حُسْنِ الحَظِ.

خوشحال می شوم که ترا بار ديگر ببينم: يَسُرُّني جِدّاً أن أَراکَ ثانِيةً،

يَسُرُّني جِدّاً أنْ أَراکَ مَرَّةًثانِيَةً.

چشم!،اطاعت: سَمْعاً وَ طاعَةً، أمْرُكَ.

چشمت سلامت:سَلِمتْ عَيناكَ. (لِلمُخاطَب) / سَلِمتْ عَيناكِ. (لِلمُخاطَبَة)

چه خبر؟ مَا الخَبَرُ؟

چه وقت يکديگر را می بينيم؟ مَتی نَلتَقِی؟

فردا يکديگر را خواهيم ديد: نَلتَقي غَداً.

چه فرمايشی داريد؟ ماذا تَأمُرُ ؟ (لِلمُخاطَب) / ماذا تَأمُرِينَ ؟ (لِلمُخاطَبَة)

ماذا تَأمُرُونَ؟ (لِلمُخاطَبِينَ) / ماذا تَأمُرنَ؟ (لِلمُخاطَبات)

چه وقت تشريف آورديد؟ مَتَی وَصَلتَ؟ (لِلمُخاطَب) / مَتَی وَصَلتِ؟ (لِلمُخاطَبَة)

مَتَی وَصَلتُم ؟ (لِلمُخاطَبِينَ) / مَتَی وَصَلتُنَّ ؟ (لِلمُخاطَبات)

چه خبر اندوه باری! يا لَهُ مِنْ خَبَرٍ مُحزِنٍ!/ چه خبر شادی! يا لَهُ مِنْ خَبَرٍ مُفرِحٍ !/ چه رستورانی! يا لَهُ مِنْ مَطعَمٍ !/چه داستانی! يا لَها مِنْ قِصَّةٍ !/چه رُمانی! يا لَها مِنْ رِوايَةٍ!/ چه باغی! يا لَها مِنْ حَديقَةٍ !

چقدر اندوهگينم! مَا أَشَدَّ حُزنِي!/ چقدر خوشحالم! ما اَشَدَّ سُرُورِي! ما اَشَدَّ فَرَحِي!

در امان خدا: فی أمانِ اللهِ./ در پناه خدا: في رِعايَةِ اللهِ.

دريغا،افسوس: وا أَسَفاهُ، وا حَسرَتا.

دستت درد نکند: سَلِمَتْ يَداکَ، عَاشَتْ يَداکَ. (لِلمُخاطَب)

سَلِمَتْ يَداکِ، عَاشَتْ يَداکِ. (لِلمُخاطَبَة)

دوست دارم: أُحِبُّ. / دوست داريم: نُحِبُّ

دوست داری: تُحِبُّ. (لِلمُخاطَب) / دوست داری: تُحِبِّينَ. (لِلمُخاطَبَة)

دوست داريد: تُحِبُّونَ. (لِلمُخاطَبِينَ) / دوست داريد: تُحبِبنَ. (لِلمُخاطَبات)

دوست داريد کمی موسيقی گوش کنيد؟ هَل تُحِبُّ أَن تَسمَعَ قَليلاً مِنَ المُوسيقَی؟

بله، دوست دارم کمی موسيقي گوش کنم: نَعَم، اُحِبُّ أَن اَسمَعَ قَليلاً مِنَ المُوسيقَی.

نه، دوست ندارم موسيقي گوش کنم: لا، لا اُحِبُّ أَن اَسمَعَ المُوسِيقَی.

ديدارت چقدر مرا شاد می کند: کَم يَسُرُّنِي لِقاؤُکَ. (لِلمُخاطَب)

کَم يَسُرُّنِي لِقاؤُکِ. (لِلمُخاطَبَة)

ديروز، پريروز کجا بودی؟ أَينَ کُنتَ أَمسِ ، أَمسِ الأَوَّل؟

در خانه پسر عمويم بودم: کُنتُ فِي بَيتِ إبنِ عَمِّي.

ديشب کجا بودی؟ أَينَ کُنتَ اللَّيلَةَ الماضِيَّةَ؟

در خانه برادرم بودم: کُنتُ في بَيتِ أخي.

روز بخير: نَهارُکَ سَعيد.

روز خوبی را برايت آرزو می کنم: أَتَمَنَّی لَکَ يَوماً مُمتِعاً. (لِلمُخاطَب)

أَتَمَنَّی لَکِ يَوماً مُمتِعاً. (لِلمُخاطَبَة)

زنده باشی: حَيَّاکَ اللهُ. (لِلمُخاطَب) / حَيَّاکِ اللهُ. (لِلمُخاطَبَة)

سال نو مبارک: کُلُّ عامٍ وَ أنتَ بِخَير.کُلُّ عامٍّ وَ أَنتُم بِخَيرٍ.

سپاسگزارم: شُکراً./ بسيار سپاسگزارم: شُکراً جَزيلاً.

خيلی از شما سپاسگزارم: أشْکُرُکَ جِدّاً. (لِلمُخاطَب) / أشْکُرُکِ جِدّاً. (لِلمُخاطَبَة)

أشْکُرُکُم جِدّاً. (لِلمُخاطَبِينَ) / أشْکُرُکُنَّ جِدّاً. (لِلمُخاطَبات)

سخت نگير: هَوِّنْ عَلَيْکَ. (لِلمُخاطَب) / هَوِّني عَلَيکِ. (لِلمُخاطَبَة)

سفر بخير: رِحلَةٌ سَعيدَةٌ.

سفر چطور بود؟ کَيفَ کانَتِ الرِّحلَةُ؟

سفر بسيار خوب بود: کانَتِ الرِّحلَةُ جَيِّداً جِدّاً.

سلامت باشی:سَلَّمَكَ اللهُ. (لِلمُخاطَب) / سَلَّمَكِ اللهُ: (لِلمخاطبة)

سلام مرا به… برسان: بَلِّغْ سَلامی إلی…

سلام مرا به خانواده ام برسان: بَلِّغْ سَلامي إلی أَهلِي .

سلام مرا به همسر گراميتان برسانيد. بَلِّغ تَحِيَّاتِي إلَی زَوجَتِکَ الفاضِلَة.

سلام مرا به شوهر گراميتان برسانيد: بَلِّغِي تَحِيَّاتِي إلَی زَوجِکِ الفاضِل.

سلام، حالتان چطور است؟

أَهلاً، کَيفَ حالُکَ؟(لِلمُخاطَب)

أَهلاً، کَيفَ حالُکِ؟(لِلمخاطبة)

سپاسگزارم ، من خوبم: شُکرا، أَنَا بِخَيرٍ.

شب بخير،عصر بخير: مَساءَالخَير./ شب خوش: لَيلَةً سَعيدَة.

شب خوش: طابَتْ لَيلَتُکَ. (لِلمُخاطَب) / طابَتْ لَيلَتُکِ. (لِلمخاطبة)

شب خوش: تُصْبِحُ عَلَی خَيْرٍ. (لِلمُخاطَب) / تُصبِحينَ عَلَی خَيْرٍ. (لِلمُخاطبة)

شگفتا، عجبا: يا لَلعَجَبِ.

شما اهل کجا هستيد؟ مِن أَينَ أَنتَ ؟ (لِلمُخاطَب) / مِن أَينَ أَنتِ ؟ (لِلمُخاطبة)

مِن أَينَ أَنتُم ؟ (لِلمُخاطَبِينَ) / مِن أَينَ أَنتُنَّ ؟ (لِلمُخاطَبات)

من عراقی هستم: أَنَا عِراقِيٌّ. (لِلمُذَکَّر)/ أَنَا عِراقِيَّة. (لِلمُؤَنَّث)

ما عراقی هستيم: نَحنُ عِراقِيُّونَ. (لِلمُذَکَّر)/ نَحنُ عِراقِيَّاتٌ. (لِلمُؤَنَّث)

شما را به خدا می سپارم: أَستَودِعُکَ اللهَ. (لِلمُخاطَب) / أَستَودِعُکِ اللهَ. (لِلمُخاطبة)

شما عربی را به روانی حرف می زنيد: أَنتَ تَتَحَدَّثُ (تَتَکَلَّمُ) العَرَبِيَّةَ بِطَلاقَةٍ.(لِلمُخاطَب)

شما عربی را به روانی حرف می زنيد: أَنتِ تَتَحَدَّثينَ (تَتَکَلَّمينَ) العَرَبِيَّةَبِطَلاقَةٍ.(لِلمُخاطبة)

صبح به خير: صَباحَ الخَير، صَباحَ النُّور.

صباحَ بِنْتِ القُنْصُل: ترجمه: صبح شما سرخ فام باد! معادل معنايی: صبح بخير.[۱]

صباحَ الفُلّ: صبح شما بسان گُل نيلوفرباد! معادل معنايی: صبح بخير!

صباحَ القِشْطة: ترجمه: صبح شما بسان سرشيرباد! معادل معنايی: صبح بخير!

عجب سخن درستی! يا لَهُ مِن قَولٍ سَليمٍ!

عذر شما موجّه نيست: إعتِذارُکَ غَيرُ مُبَرَّرٍ. (لِلمُخاطَب)/ إعتِذارُکِ غَيرُ مُبَرَّرٍ. (لِلمُخاطبة)

کاملاً اطمينان ندارم : لَستُ مُتَأَکِّداً تَماماً. (لِلمُذَکَّر)/ لَستُ مُتَأَکِّدةً تَماماً. (لِلمُؤَنَّث)

گمان نمی کنم: لا أَظُنُّ. / گمان نمی کنيم: لا نَظُنُّ .

گمان نمی کنی: لا تَظُنُّ. (لِلمُخاطَب) / گمان نمی کنی: لا تُظُنِّينَ. (لِلمُخاطبة)

گمان نمی کنيد: لا تَظُنُّونَ. (لِلمُخاطَبِينَ) / گمان نمی کنيد: لا تَظنُننَ. (لِلمُخاطَبات)

لطفاً: مِنْ فَضْلِکَ ، رَجاءً./ لطفاً به من نشان… بده: أرِنِی مِن فَضْلِکَ./ لطفاً اين پارچه را به من نشان بده: أَرِني هَذَا القُماشَ مِن فَضلِکَ .

لطفاً به آرامی صحبت کنيد: مِن فَضلِکَ تَکَلَّم بِهُدُوءٍ . رَجاءً تَکَلَّم بِبُطءٍ. (لِلمُخاطَب)

لطفاً به آرامی صحبت کنيد: مِن فَضلِکِ تَکَلَّمي بِهُدُوءٍ. رَجاءً تَکَلَّمي بِبُطءٍ. (لِلمُخاطبة)

زيرا نمی فهمم منظور شما چيست: لِأَنَّي لا أَفهَمُ ما تَقصُدُ. (لِلمُخاطَب)

لِأَنَّي لا أَفهَمُ ما تَقصُدِينَ. (لِلمُخاطبة)

لطفاً سلام مرا به برادرت برسان: مِن فَضلِکَ بَلِّغ سَلامِي إلَی أَخيکَ. (لِلمُخاطَب)

مِن فَضلِکِ بَلِّغی سَلامِي إلَی أَخيکِ. (لِلمُخاطبة)

مبارک باشد: مَبْرُوک، تَهانينا./ مبارك باشد! هزارتبريك:أَلْفُ مَبْروك.

متأسفم: آسِف. (لِلمُذَکَّر)/ آسِفَة. (لِلمُؤَنَّث)

بسيار متأسفم: أَنَا آسِفٌ جِدّاً. (لِلمُذَکَّر)/ أَنَا آسِفَةٌ جِدّاً. (لِلمُؤَنَّث)/ متأسفانه: مَعَ الأسَفِ.

مدت زيادی اينجا بوديد؟ هَل قَضَيتَ وَقتاً طَويلاً هُنا ؟ (لِلمُخاطَب)

هَل قَضَيتِ وَقتاً طَويلاً هُنا ؟ (لِلمُخاطبة)

نَعَم، قَضَيتُ وَقتاً طَويلاً هُنا: بله، مدت زيادی اينجا بودم.

لا، ما قَضَيتُ وَقتاً طَويلاً هُنا:نه، مدت زيادی اينجا نبودم.

مزاحم شما نمی شوم: لا اُزاحِمُکَ. (لِلمُخاطَب) / لا اُزاحِمُکِ. (لِلمُخاطبة)

معذرت می خواهم: أرْجُو المَعْذَرَة، مَعْذَرَةً.

معرفی می کنم ايشان آقای، خانم، دوشيزه..: اُقَدِّمُ السَّيِّد، السَّيِّدَة، الآنِسَة…

أُقَدِّمُ السَّيِّدَ جَعفرِيّ، السَّيِّدَةَ مُحَمَّدِيّ، الآنِسَةَ مُوسَوِيّ

مرا ببخشيد: سامِحني. (لِلمُخاطَب) / سامِحِينِي. (لِلمُخاطبة)

مرا سرزنش نکن. لا تُؤَاخِذنِي.لا تَلُمُنِي.

موفق باشی، پيروزباشی: وَفَقَّكَ اللهُ. (لِلمُخاطَب) / وَفَقَّكِ اللهُ. (لِلمُخاطبة)

من باور نمی کنم: لا اُصَدِّقُ./ من سخن شما را باور نمی کنم: أَنَا لا أُصَدِّقُ کَلامَکَ.

من بايد بروم: يَجِبُ أَن أَذهَبَ./ بايد به دانشگاه بروم : يَجِبُ أَن أَذهَبَ إلَی الجامِعَةِ .

من به شما قول می دهم: اُعْطِيکَ کَلاماً. (لِلمُخاطَب)/ اُعْطِيکِ کَلاماً. (لِلمُخاطبة)

من خيلی خوشحالم: أَنَا مَسرُورٌ جِدّاً. (لِلمُذَکَّر)/ أَنَا مَسرُورَةٌ جِدّاً. (لِلمُؤَنَّث)

من به شما کمک می کنم: أَنَا أُساعِدُکَ. (لِلمُخاطَب) / أَنَا أُساعِدُکِ. (لِلمُخاطبة)

من خيلی خوبم، متشکرم: إِنِّي عَلَی ما يُرام، شُکراً.

من خيلی خوب نيستم: إنِّي لَستُ عَلَی ما يُرام.

من چيزهای زيادی راجع به شما شنيده ام: أَنَا سَمِعتُ عَنکَ الکَثيرَ،

أَنَا سَمِعتُ کَثيراً عَنکَ .

ما چيزهای زيادی راجع شما شنيده ايم: نَحنُ سَمِعنا کَثيراً عَنکُم .

من در خدمت شما هستم: أَنَا في خِدمَتِکَ. (لِلمُذَکَّر)/ أَنَا في خِدمَتِکِ. (لِلمُؤَنَّث)

ما در خدمت شما هستم: نَحنُ فِي خِدمَتِکُم. (لِلمُخاطَبِينَ)

نَحنُ فِي خِدمَتِکُنَّ. (لِلمُخاطَبات)

من کاملاً احساس خوشبختی می کنم: إنِّي أَشعُرُ بِغايَةِ السَّعادَةِ.

ما کاملاً احساس خوشبختی می کنيم: إنَّنا نَشعُرُ بِغايَةِ السَّعادَةِ.

تو کاملاً احساس خوشبختی می کنی: إنَّکَ تَشعُرُ بِغايَةِ السَّعادَةِ. (لِلمُخاطَب)

إنَّکِ تَشعُرينَ بِغايَةِ السَّعادَةِ. (لِلمُخاطبة)

شما کاملاً احساس خوشبختی می کنيد: إنَّکُم تَشعُرُونَ بِغايَةِ السَّعادَةِ. (لِلمُخاطَبِينَ)

إنَّکُنَّ تَشعُرنَ بِغايَةِ السَّعادَةِ. (لِلمُخاطَبات)

من احساس شادی فراوانی می کنم: إنِّي أَشعُرُ بِفَرَحٍ شَديدٍ.

من سخت احساس نگرانی می کنم: إنِّي أَشعُرُ بِشِدَّةِ القَلَقِ.

من بسيار نگرانم : إنِّي قَلِقٌ جِدّاً. (لِلمُذَکَّر)/ إنِّي قَلِقَةٌ جِدّاً. (لِلمُؤَنَّث)

من برای درگذشت او اندوهگينم: أَنَا حَزينٌ لِوَفاتِهِ. (لِلمُذَکَّر)

أَنَا حَزينَةٌ لِوَفاتِهِ. (لِلمُؤَنَّث)

من احساس ناراحتی می کنم: إنِّي غَيرُ مُرتاحٍ، إنِّي لاأَشعُرُ بِإرتِياحٍ.

من شريک اندوه تو هستم: أَنَا أُشاطِرُکَ الأَحزانَ. (لِلمُخاطَب)

أَنَا أُشاطِرُکِ الأَحزانَ. (لِلمُخاطبة)

ما شريک اندوه شما هستيم: نَحنُ نُشاطِرُکُمُ الأحزانَ.

من از شنيدن آن بسيار خوشحالم: إنِّي فَرِحٌ جِدّاً لِسَماعِ ذلکَ. (لِلمُذَکَّر)

إنِّي فَرِحَةٌ جِدّاً لِسَماعِ ذلکَ. (لِلمُؤَنَّث)

من با شما موافق هستم: أَنَا مُتَّفِقٌ مَعَکَ. (لِلمُذَکَّر)/ أَنَا مُتَّفِقَةٌ مَعَکِ. (لِلمُؤَنَّث)

من با او موافق نيستم: أَنَا لا إَتَّفِقُ مَعَهُ./ من با آنها موافق نيستم: أَنَا لا إَتَّفِقُ مَعَهُم.

ما با شما موافق نيستيم: نَحنُ لا نَتَّفِقُ مَعَکُم.

شما با ما موافق نيستيد: اَنتُم لا تَتَّفِقُونَ مَعَنا.

من از آن خشمگين نيستم: إِنِّي لَستُ غاضِباً مِن ذَلکَ. (لِلمُذَکَّر)

إِنِّي لَستُ غاضِبةً مِن ذَلکَ. (لِلمُؤَنَّث)

من از آن موضوع خشمگينم : إنِّي غاضِبٌ مِن ذَلِکَ الأَمرِ. (لِلمُذَکَّر)

إنِّي غاضِبةٌ مِن ذَلِکَ الأَمرِ. (لِلمُؤَنَّث)

من درست نمی دانم: لا أَعرِفُ بِالضَّبطِ، لا أَدرِي بِالضَّبطِ، لا أَعلَمُ بِالضَّبطِ .

من متأسفانه نمی توانم: إنِّي لا أَستَطيعُ مَعَ الأَسَفِ. إنِّي لا أَقدِرُ مَعَ الأَسَفِ.

وقتتان خوش: طابَتْ أوقاتُکَ. (لِلمُخاطَب) / طابَتْ أوقاتُکِ. (لِلمُخاطبة)

طابَتْ أوقاتُکُم. (لِلمُخاطَبِينَ) / طابَتْ أوقاتُکُنَّ. (لِلمُخاطَبات)

وظيفه است: لا شُکرَ عَلَی الواجِبِ.

همه خوبيم، متشکرم: کُلُّنا بِخَيرٍ، شُکراً.

نوش جان، گوارا باد: هَنِيئاً لَکَ. (لِلمُخاطَب)/ هَنِيئاً لَکِ. (لِلمُخاطبة)

درس دوم: بوفه( اَلْمَقصِف)

با اصطلاحات زير آشنا شويم:

(لِلمُذَکَّر): برای مذكر/ (لِلمُؤَنَّث): برای مؤنث/ (لِلغائِب): « او » برای مذكر/ (لِلغائِبَة): « او » برای مؤنث/ (لِلغائِبَينِ): « آن دو » برای مذكر/ (لِلغائِبَتَينِ): « آن دو» برای مؤنث/ (لِلغائِبينَ): « آنها » برای مذكر/ (لِلغائِبات): « آنها » برای مؤنث/ (لِلمُخاطَب): « تو » برای مذكر/ (لِلمُخاطبة): « تو » برای مؤنث/ (لِلمُخاطَبَينِ): « شما دو نفر » برای مذكر/ (لِلمُخاطَبَتَينِ): « شما دو نفر » برای مؤنث/ (لِلمُخاطَبِينَ): « شما چند نفر » برای مذكر/ (لِلمُخاطَبات): « شما چند نفر » برای مؤنث.

هَذا مَقصِفُ المَدرَسَةِ: اين بوفه مدرسه است.

يَجلِسُ التَّلاميذُ أَمامَ الطَّاوِلَةِ:(لِلغائِبينَ) دانش آموزان جلو ميز می نشينند.

تَجلِسُ التِّلميذاتُ أَمامَ الطَّاوِلَةِ:(لِلغائِبات) دانش آموزان جلو ميز می نشينند.

راشِدٌ يَأکُلُ بَيضَةً : راشد تخم مرغ می خورد.

هُدَی تَأکُلُ شَطِيرَةً: هدی ساندويچ می خورد.

بَدرٌ يَشرَبُ عَصيرَ البُرتِقالِ: بدر آب پرتقال می نوشد.

سُمَيَّةُ تَشرَبُ لَبَناً: سميه شير می نوشد.

اَنَا جَوعانُ:(لِلمُذَکَّر) من گرسنه ام.

ماذا تَأکُلُ ؟(لِلمُخاطَب) چه می خوری ؟

آکُلُ خُبزاً وَ جُبناً: نان و پنير می خورم.

اَنَا جَوعانَةٌ:(لِلمُؤَنَّث) من گرسنه ام.

ماذا تَأکُلِينَ ؟ (لِلمُخاطبة) چه می خوری ؟

آکُلُ شَطِيراً : ساندويچ می خورم

اَنَا عَطشَان:(لِلمُذَکَّر) من تشنه ام.

ماذا تَشرَبُ ؟(لِلمُخاطَب) چه می نوشی ؟

أَشرَبُ عَصيرَ اللَّيمُونِ: آب ليمو می نوشم.

اَنَا عَطشانَةٌ:(لِلمُؤَنَّث) من تشنه ام.

ماذا تَشرَبِينَ ؟(لِلمُخاطبة) چه می نوشی ؟

أَشرَبُ عَصيراً بارِداً: آب ميوه سرد می نوشم.

درس سوم : التَّعارف ( آشنايی)التَّعارُف

 الحِوارُ الأَوَّلُ: تَعارُف

«المُدَرِّسُ: السَّلامُ عَلَيکُم.

الأَولادُ: وَ عَلَيکُمُ السَّلامُ، يا اُستاذ.

المُدَرِّسُ: هَذا عَبدُاللّهِ. هُوَ باکِستانِيٌّ.

المُدَرِّسُ: يا عَبدَاللّهِ. هَذَا باسِم، هُوَ أَندُونِيسِيٌّ.

عَبدُاللّهِ: أَهلاً باسِم.

باسِم: أَهلاً وَ سَهلاً عَبدَاللّهِ. »

شرحُ المُفرَدات:

أهلاً وَ سَهلاً: خوش آمدی.

الحِوارُ الثَّانِي: جَلَسَةُ التَّعارُفِ

«عَلِي: السَّلامُ عَلَيکُم يا سَيِّدِي.

مُحَمَّد: وَ عَلَيکُمُ السَّلامُ.

عَلِي: هَل أَنتَ أَجنَبِيٌّ ؟

مُحَمَّد: نَعَم، اَنَا مِصرِيٌّ، وَ هَل أَنتَ إيرانِيٌّ؟

عَلِي: نَعَم، اَنَا إيرانِيٌّ.

مُحَمَّد: مَااسْمُکَ؟

عَلِي: إسمِي عَلِيٌّ، مَا اسْمُکَ؟

مُحَمَّد: إسمِي مُحَمَّدٌ.»

الحِوارُ الثَّالِث: اللِّقاءُ وَ التَّعارُف

« – مَرحَباً سَليم! أنتَ هُنا؟

-أهلاً فَريد، کَيف حالُکَ؟

– الحَمدُ لِلّه. اُقَدِّمُ لَکَ صَدِيقِي نَواف، مُهَندِس، مِنَ الْيَمَن.

– تَشَرَّفنا.

– هَذِهِ بِطاقَتِي، وَ عَلَيها العُنوان وَ الهاتِفُ الجَوَّال.

– شُکراً لَکَ.

– ما رَأيُکُم لَو نَشرِبُ القَهوَةَ فِي المَقصِفِ القَرِيب؟

– حَسَناً… »

شرحُ المُفرَدات:

مَرحَباً: سلام/ هُنا: اينجا/ أهلاً: سلام/ اُقَدِّمُ: معرفی می کنم./ صَدِيق: دوست/ تَشَرَّفنا: خوشوقتيم/ بِطاقَة: کارت؛جمع: بِطاقات/ عُنوان: آدرس/ الهاتِفُ الجَوَّال: موبايل، تلفن همراه/ مَقصِف: بوفه؛جمع: مَقاصِف.

 الحِوارُ الرَّابِع

«-مَرحَباً، اَنَا سُعاد.

– وَ اَنَا صَفِيَّة.

– هَل أنتِ مِن تُونِس؟

– لا، اَنَا مِنَ الْجَزائِر… وَ أنتِ؟

– اَنَا مِنْ لُبنان، مِنْ مَدينَةِ بَيروت.

– أَينَ تَعمَلِين؟

– فِي البَلَدِيَة… وَ أنتِ؟

– اَنَا رَبَةُ مَنزِل، لا أَعمَلُ.»

شرحُ المُفرَدات:

بَلَدِيَة: شهرداری/ رَبَةُ مَنزِل: خانه دار

 الحِوارُ الخامِس

« – مِن أَينَ أنتِ؟

– مِنْ مالِيزيا و إسمِي نَصُوح.

– وَ أَنتِ ؟

– مِنْ فَرَنسا، وَ إسمی جان بوبو.

– وَ أَنتِ صِينِيَّة؟

– نَعَم، اَنَا مِنَ الصِّين، وَ إسمِي سياو جيو.

– هَل بَينَکُم أَحَدٌ مِنْ بِلجِيکا؟

– لا

– هَل بَينَکُم أَحَدٌ مِنْ إسبانيا؟

– نَعَم، اَنَا إسبانِيَّة، وَ إسمِي بيلار کانتوس.

– وَ أَنتُما رُبَّما مِنَ البُوسنَة؟

– اَنَا مِنَ البُوسنَة… وَ هُوَ مِنْ کُوسُوفا.

– هَل أَنتِ مِنَ الْهِند؟

– نَعَم، اَنَا مِنْ دِلهِي، وَ إسمِي مُودانة.

– وَ أَنتِ، أَظُنُّکَ مِنْ تُرکِيا؟

– نَعَم، وَ إسمِي جودت.»

شَرحُ المُفرَدات:

مِنْ أينَ أنتِ: از كجا هستی؟ اهل كجا هستی؟/ مالِيزيا: مالزی/ الصِّين: چين/ بِلجِيكا: بلژيك/ إسبانيا: اسپانيا/ البُوسنَة: بوسنی/ كُوسُوفا: كوزوو/ دِلهِي: دهلی/ أَظُنُّ: گمان می كنم، فكر می كنم./

 الحِوار السّادس

«- اَنَامازِن، مُوَظَّفٌ فِي شِرکَةٍ تِجارِيَّة.

– أَهلاً بِکَ، وَ اَنَا سالِم، طالِبٌ فِي مَعهَدِ اللُّغَةِ العَرَبِيَّة.

– أَينَ تَسکُنُ؟

– فِي حَيِّ الرَّوضَة.

– وَ اَنَا أَسکُنُ فِي حَيِّ الزُّهُور.

– اَنَا سَعيدٌ بِلِقائِکَ.»

شَرحُ المُفرَدات:

مُوَظَّف:کارمند؛جمع:مُوَظَّفُونَ/مَعهَد:دانشسرا،آموزشگاه،مدرسه، آکادمی، انستيتو؛جمع:مَعاهِد/ اللُّغَةُالعَرَبِيَّة:زبان عربی/تَسکُنُ:زندگی می کنی./ أَسکُنُ:زندگی می کنم./ حَيّ:منطقه،محله،کوی جمع:أَحياء/ اَنَا سَعيدٌ بِلِقائِکَ:از ديدارت خوشوقتم.

درس چهارم : در بازار:فِي السُّوقِ

ادامه مطلب ...
1453 بازدید

چگونه لهجه خود را کاهش دهیم | آموزش کامل

English accent

بهتر صحبت کنیم

چگونه لهجه خود را کاهش دهيم؟بسياری از مشکلاتی تلفظی که زبان‌آموزان با آنها مواجه هستند در نتيجه استفاده غلط از اصواتی است که در زبان مادری خود به کار مي‌برند. بنابراين مشکلات تلفظی که شما از آن رنج مي‌بريد احتمالاً مشابه مشکلاتی است که ديگر زبان‌آموزان «هم زبان» شما هم با آن مواجه هستند. آموزش کامل در ادامه

ادامه مطلب ...
4417 بازدید

بیان احادیث به ۴ صورت مختلف |فارسی, انگلیسی, عربی, شعر

حدیث های انگلیسی و فارسی

احادیث با ترجمه به زبان های خارجی

در این پست احادیثی را انتخاب کرده ایم و به ۴ صورت برای شما به نمایش گزاشته ایم. به این صورت که هم زبان عربی هم فارسی هم انگلیسی و برای شیواتر شدن از اشعار استفاده کرده ایم. امید است دوستان با استفاده از این احادیث ما رو از دعای خیر خود محروم نکنند. التماس دعای مخصوص

ادامه مطلب ...
2090 بازدید

فرهنگ لغت تصویری عربی

اموزش عربي

فرهنگ لغت تصویری عربی

لغات مربوط به حیوانات و مزرعه

اين پكيج فرهنگ لغت تصویری عربی كابرد زيادي در يادگيري كلمات و لغات به صورت تصويري به زبان عربي دارد و براي زبان آموزان عربي مي تواند يك آموزش خوبي باشد.

این مجموعه جدیدا در لبنان تالیف شده است و  هدف از آن آموزش کلمات عربی و گسترش دایره لغات زبان آموزان بويژه کودکان در زمینه های مختلف است. این مجموعه از ۷ بخش تشکیل شده  که عبارتند از :

مزرعه و روستا، شغلها، حیوانات، بدن انسان، مدرسه، فصلها، دریا

این کتابها برای مدارس ابتدایی و راهنمایی بسیار عالی است و یک وسیله کمک آموزشی جذاب برای درس عربی در مدارس محسوب می شود.

ادامه مطلب ...
3511 بازدید

آموزشی کوتاه از افعال معتل

در اين بخش به اموزش و يادگيري براي افعال معتل در زبان عربي پرداخته ايم كه اميد مي رود مورد توجه و اموزش شما قرار گيرد.

مضارع اجوف وامر آن

برای نوشتن مضارع فعل اجوف ابتدا باید مشخص شود که بر وزن یفعِلُ مضارع می شود یا یفعَل ُ یا یفعُل ُ .

قاعده کلی این است که اگر اصل فعل اجوف یعنی قبل از اعلال آن یایی بود ؛ مضارع بر وزن یفعِل ُ نوشته شود زیرا حرکت متناسب با حرف یا کسره است مثل سیَرَ = یسیرُ صیرَ =یصیرُ بیَع = یبیعُ

اما اگر اصل حرف عله واو بود مضارع بر وزن یفعُلُ نوشته می شود مثل قول = یقول ُ عود = یعود ُ عوذ = یعوذُ .

 

ادامه مطلب ...
388 بازدید

ضرب المثل های عربی

ضرب المثل های عربی مي تواند يكي از پركاربردترين اصطلاحات در اين زبان باشد كه تعدادي ضرب المثل های عربی را در اينجا براي شما بازگو كرده ايم.

نمونه ای از اصطلاحات و ضرب المثل های زبان عربی همراه با ترجمه فارسی

  • َضرب المثل – حرف الف – قسمت A    
  • الف
  • أباد الله خضراءهم
  • ابدء بِنَفسک
  • ترجمه: «از خود آغاز کن!»
  • مترادف: «اول خویش سپس درویش.»
  • ابذل لصديقك دمك ومالك
  • إبرة في كومة قش
  • أبرد من الثلج
  • أبصر من الوطواط
  • أبصر من زرقاء اليمامة
  • ترجمه: «دوربین‌تر از زرقاء.»
  • تمثیل: «ای خداوندی که گر روی تو اعمی بنگرد// از فروغ روی تو بیناتر از زرقا شود.»
  • شرح: «زرقاء نام زنی از عرب است که از مسافتی بعید می‌دیده‌است.»
  • أبصر من غراب
  • ترجمه: «دوربین‌تر از کلاغ.»
  • أبطأ من سلحفاة
  • أبعد من الثريا
  • اَبقض‌الاَشیا عندی‌الطلاق
  • مترادف: «تو برای وصل کردن آمدی// نی برای فصل کردن آمدی»
  • مشابه: «بود سوزن به‌از تیغ برنده// که این دوزنده آمد آن درنده»
  • أبكى من يتيم
  • أبلغ من قس بن ساعدة
  • أبيع من إخوة يوسف
  • أتب من أبي لهب
  • أتبع من الظل
  • اتق شَر مِن اَحسنت اِلیه
  • ترجمه: «از زیان و آسیب آن‌که بدو نیکویی کرده‌ای پرهیز کن.» امثال و حکم –
  • تمثیل: «گفت حق است این ولی ای سیبویه// اتق شر من احسنت الیه»
  • مشابه: «سزای نیکی بدی است.»

 

ادامه مطلب ...
1957 بازدید

اصطلاحات پرکاربرد عربی برای زائران

چند تا از اصطلاحات پرکاربرد عربی كه برای زائران كاربرد زيادي خواهد داشت و شما نيز براي بهيود يادگيري اين زبان از اين اصطلاحات پرکاربرد عربی استفاده نمائيد.

در این پست نمونه ای از اصطلاحاتی که برای زائران کربلا استفاده می شود آورده شده است

اصطلاحات به زبان فارسی و ترجمه به عربی و طریقه ادای اصطلاح به عربی آمده است.

فارسى

عربى فصيح

لهجه عراقى

روبه راهی؟ / دماغت چاق است؟

هلْ أنتَ على ما يُرامُ؟

زَينْ؟

روبه راه نيستم ؛ اوضاع بر وِفقِ مراد نيست

لَستُ على ما يُرامُ.

مُو زَينْ! لا واللهْ مو كِلَّشْ!

صبح بخير  (ج)   عاقبت بخير

صباحُ الخَيرِ          صباحُ النورِ

صباحِ الخَيـر             صباحِ النورْ

شب بخير (ج)  شب بخير ( در طول شب)

مساءُ الخَيرِ            مساءُ النورِ

مساءِ الخَيـر        مساءِ النورْ

شب بخير (ج)  شب بخير (هنگام خوابيدن)

تُصبِحُ على خيرٍ /           وأنتَِ من أهلِهِ

تِصبَحْ عَلَه خَيـرْ          وِنْتَه من أهلَهْ

نوشِ جان .

هَنيئاً مَريئاً.

هَنيئاً / بالعافْيَه / عَوافي

آفرين ؛ بارك الله.

بارَكَ اللهُ فيكَ ؛ أحسنْتَ

بارَكَ اللهْ بِيكْ ؛ أحسَنْتْ

بسيار خوب ؛ عالی است.

حَسَناً ؛ طَيِّبٌ ؛ جَيِّدٌ

زَينْ ؛ كِلِّشْ زَينْ / جَيِّدْ

بفرماييد.

تَفَضَّلْ !

إتْفَضَّلْ !

به رویِ چشم .

على عَيني ؛ على الرَّأْسِ والعينِ

عَلَه عَيني ؛ عَلَه راسِي وْ عيني

خسته نباشيد   (ج)    سلامت باشيد

ساعَدَكَ الله (ج)          سَلَّمَكَ اللهُ

اللهِ يْساعْدَكْ   (ج)   اللهِ يْساعْدَكْ

بسيار متشکرم.

شُكراً جَزيلاً.

شُكراً جَزيلاً ؛ مَمْنونْ.

فارسى

عربى فصيح

لهجه عراقى

تشکّر لازم نيست ؛ وظيفه ام است

لا شُكرَ على واجبٍ.

إلْعَفُو ؛ واجِبْ / بِالخِدْمَه / حَلَّتِ البَرَكَه / أهْلاً وَسَهْلاً

مبارک است ؛ مبارک باشد

مَبروكٌ ، مَبروكٌ.

مَبروكْ / عَلْخَيـرْ / عَلْبَرَكَه

سالِ نو مبارک.

كُلَّ عامٍ وأنتُم بخيرٍ.

كُلْ عامْ وِنْتُو بْخَيـرْ.

اشکالی ندارد.

لا بَأْسَ.

مَيْخالِفْ / ماكو مُشْكِلَه.

ببخشيد .

عَفْواً

عَفْواً / إلعَفُو

هر طوری دوست داری / هر جوری می خواهی.

كما تُحِبُّ ؛ كما تشاءُ

مِثِلْ ما تْريدْ / مِثِلْ ماتْحِبّ

خوش آمديد .

أهلاً وسهلاً

أهلاً وسهلاً

در خدمتتان هستم .

أنا في خدمتِكم

آنَا ابْخِدْمَتْكُم / إبْخِدْمَتْكم

موفّق باشيد .

وَفَّقَكَ اللهُ

الله ايْوَْفقَك / موَفَّقِينْ

متشکرم  ج    خواهش می کنم .

شُكراً              عفواً

شكراً             إلعَفو

چشمم روشن شد .

قَرَّتْ عيني

قَرَّتِ العِيون / گَرَّتْ عيني

برايت آرزویِ موفقيت می کنم .

أرجو لكَ التوفيقَ

أتْمنّالَكِ التوفيق

برايت آرزویِ تندرستی و سلامتی می کنم.

أتمنّى لكَ الصِّحَّةَ والسَّلامةَ

أتْمَنّالكِ الصِحَّه وِالسلامَه

فارسى

عربى فصيح

لهجه عراقى

به عنوانِ مثال .

على سبيلِ المثالِ

مثلاً / على سبيلِ المثال

به ياریِ خدا / اگر خدا بخواهد .

بعَوْنِ اللهِ تعالى ؛ إنْ شاءَ اللهُ تعالى

إنْ شاالله / بعونِ الله تعالى

به اميد ديدار .

الى اللقاءِ

مَعَ السلامه / ألله اوْياك

خدا نگهدار .

في أمانِ اللهِ

في أمانِ الله

به سلامت .

معَ السَّلامةِ

مع السلامه

عمرت دراز باد / خداوند نگهدارِ تو باد 

طالَ عمرُكَ / حَفظَكَ الله

طالْ عمرك / الله ايْحِفْظك

خدایِ نکرده / زبانم لال.

لا سَمحَ الله

لا سَمحَ الله / الله لا يْگولهه

جایِ نگرانی نيست .

لا داعيَ لِلقَلق

ماكو داعي للقلق

  دستت درد نكند

عاشت يداك / سَلِمَتْ يداك

عاشتْ ايدَك / تِسلَم ايدك

ادامه مطلب ...
15517 بازدید

قواعد و زمان ها در زبان عربی

عربي

اسلاید آموزشی زمان ها در زبان عربی

در اين پاورپوئينت قواعد زبان عربی ويا بهتر قواعد و زمان ها در زبان عربی مورد اموزش قرار داده شده و ميتواند يك كمك اموزشي براي علاقه مندان به يادگيري زبان عربي باشد.

این اسلاید آموزشی به آموزش زمان ها در زبان عربی می پردازد . با توجه به هوشمند شدن برخی از مدارس در کشور استفاده از اسلاید های آموزشی در سر کلاس درس برای تدریس می تواند کمک شایانی را به دبیر مربوطه در جهت درک و فهم هر چه بهتر مطالب برای دانش آموز کند.

اسلاید حاضر که به شکلی کاملا طبقه بندی شده زمان ها را در زبان عربی آموزش می دهد.

ادامه مطلب ...
1102 بازدید