ویژگی های اصلی زبانشناس به شرح زیر است:

✔️ یادگیری زبان انگلیسی با بهترین منابع و داستان های آموزشی

✔️ افزایش سریع دایره‌ی لغات انگلیسی با روشی ابتکاری

✔️ یادگیری مکالمه زبان انگلیسی و گرامر با استراتژی‌های کارآمد (تکنیک سایه و پنج استراتژی دیگر)

✔️ مناسب برای تمام سطوح، به همراه ترجمه‌ی فارسی مطالب برای مبتدی‌ها

برای مشاهده‌ی آنلاین مطالب آموزش، به قسمت داستان‌ کوتاه انگلیسی وبسایت زبانشناس مراجعه بفرمایید.

برای مشاهده‌‌ی کامل ویژگی های نرم افزار زبانشناس به بخش نرم افزار آموزش زبان انگلیسی اندروید زبانشناس مراجعه کنید.

برای ورود به صفحه‌ی اصلی وبسایت زبانشناس، روی دکمه‌ی زیر کلیک کنید:

نمایش مطالب در رابطه با برچسب: {زبان دانلود | آموزش انگلیسی}

زمانهای مربوط به اینده در زبان انگلیسی


زمانهای مربوط به اینده

از فعل کمکی will برای نشان دادن آينده در جهت‌های زير استفاده می‌شود:


 پيش‌بينی: برای توصيف چيزی که می‌دانيم، يا انتظار داريم که اتفاق بيفتد:

It will be rainy tomorrow.
 (فردا هوا بارانی خواهد بود)

You will be sick if you eat all those sweets.
(اگر همه آن شيرينی‌ها را بخوری مريض می‌شوی)

 بيان تصميمی كه درست در همان لحظه گرفته شده است:

I will answer the phone.
(من تلفن را جواب می‌دهم)

 
 be + going to + verb

 از اين ساختار برای بيان برنامه‌ها و تصميماتی که از قبل گرفته شده‌اند، استفاده می‌شود:

We're going to paint this room blue.
(ما می‌خواهيم اين اتاق را آبی بزنيم)

I'm going to be a doctor.
(می‌خواهم يک دکتر بشوم)


همچنين از اين ساختار می‌توان برای بيان يک پيشگويی، مخصوصاً وقتی که براساس مدرکی در زمان حال باشد، استفاده نمود.

She's going to have a baby. (Because she's pregnant)
(او قرار است كه يك بچه بدنيا بياورد)


بعضی اوقات تفاوتی بين will و be going to برای يك پيش‌بينی وجود ندارد.

  توجه

 برای بيان تصميمی که از قبل گرفته شده است از be going to و بيان تصميمی که درست در همان لحظه گرفته شده، از will استفاده می‌کنيم.

ادامه مطلب ...
35 بازدید

داستان خیلی کوتاه انگلیسی

 داستان کوتاه ناخدا

A cautious captain of a small ship had to go along a coast which he was unfamiliar with , so he tried to find a qualified pilot to guide him. He went ashore in one of the small ports where his ship stopped, and a local fisherman pretended that he was the one because he needed some money. The captain took him on board and let him tell him where to steer the ship.

After half an hour the captain began to suspect that the fisherman did not really know what he was doing or where he was going , so he said to him,' are you sure you are a qualified pilot?

'Oh, yes' answered the fisherman .'I know every rock on this part of the coast.'

Suddenly there was a terrible tearing sound from under the ship.

At once the fisherman added," and that's one of them.

 

نا خدای با احتیاط یک کشتی کوچک مجبور بود در امتداد ساحل دریایی که نمی شناخت حرکت کند، بنابراین او تلاش کرد تا یک ناخدای آشنا به آنجا برای راهنمایی پیدا کند.او کنار یکی از بندرهای کوچکی که کشتی اش توقف کرد ایستاد؛ و یک ماهیگیر محلی چون به پول احتیاج داشت طوری وانمود کرد که یک راننده کشتی ماهر است. نا خدا او را سوار کشتی کرد و به او اجازه داد تا بگوید کشتی را به کجا براند.

بعد از نیم ساعت نا خدا مشکوک شد که ماهیگیر واقعا نمی داند چه کار دارد می کند یا به کجا می رود پس به او گفت:" ایا تو مطمئنی که ناخدای ماهری هستی؟

ماهیگیر جواب داد:" بله"."من هر صخره و سنگ در این قسمت دریا و ساحل را میشناسم ". ناگهان صدای در هم شکستن زیر کشتی به گوش رسید . سرانجام ماهیگیر افزود :"و این هم یکی از آن سنگ ها و صخره هاست !

ادامه مطلب ...
111 بازدید

تعدادی از لغات اختصارات انگلیسی

اختصارات انگلیسی

لغت "اختصارات انگلیسی"

تعدادی از لغات اختصار به زبان انگلیسی را در زیر مشاهده می کنید :

P.v
 Private Message

پیغامهای شخصی/خصوصی

PC
Personal Computer

کامپیوتر شخصی

etc.
 et cetera

وغیره

vs.
versus

درمقابل

e.g.
exempli gratia

بعنوان مثال

i.e.
id est

یعنی ، به عبارت دیگر

a.m.
ante meridiem

قبل از ظهر

p.m.
pos

بعدازظهر

A.D.
 Anno Domini

بعدازمیلاد مسیح

B.C.
Before Christ

قبل از میلاد مسیح

ادامه مطلب ...
104 بازدید

کلمه هایی که همیشه با “have”می آیند

The verb "have"

در این نوشته کلمه هایی که همیشه با  "have"می آیند را مشاهده می کنید  :

 Have a bath

حمام کردن

 Have a drink

 نوشیدن(یه نوشیدنی)

 Have a good

 اوقات خوشی داشتن

Have a haircut

کوتاه کردن مو

Have a holiday

تعطیلات رفتن

Have a problem

 مشکل داشتن

 Have a relationship

 رابطه داشتن

 Have a rest

استراحت کردن

 Have lunch

ناهار خوردن

  Have sympathy

 همدردی کردن

ادامه مطلب ...
119 بازدید

عبارت کاربردی راجع به سن و سال در زبان انگلیسی

عبارات کاربردی درباره سن و سال به زبان انگلیسی

عبارت کاربردی درباره سن و سال

در این نوشته با تعدادی عبارت مهم و کاربردی درباره ی سن و سال در زبان انگلیسی آشنا می شوید ، با ما همراه باشید :

He's just turned three.
 تازه ۳ سالش شده

 Act your age!
 به اندازه سن و سالت رفتار کن!
(بچه بازی در نیار)


 I'm not as young as I used to be!
 من دیگه اونقدرا جوون نیستم


I'm not over the hill yet!
اونقدرا پیر نشدم!

Over the hill: پیر/old


 He's no spring chicken.
 اونقدرام جوون نیست

 Spring chicken: جوان/young


 He's wise beyond his years.
 با اینکه جوونه ولی عاقله! (بیشتر از سنش میفهمه)

 I'm having a senior moment.
 دارم فراموشکار می‌شم

 I'm being forgetful


 She lived to a ripe old age.
 خیلی عمر کرده!

ادامه مطلب ...
78 بازدید

تعدادی جمله برای پذیرش اشتباه به زبان انگلیسی


Admitting mistakes
پذیرش اشتباه

در این نوشته با تعدادی جمله برای پذیرش اشتباه به زبان انگلیسی با ما همراه باشید :

I have to admit that I was wrong.
باید قبول کنم که اشتباه میکردم

I admit what I’ve done is wrong.
می پذیرم که کرده ام اشتباه بوده است

I shouldn’t be like this.
من نباید اینطوری باشم

Sorry. I know this was my fault.
متاسفم، میدانم که اشتباه من بود

I’m fully responsible for this matter.
مسوولیت این موضوع کلا" با من است

I have made a mistake.
من اشتباه کرده ام

It’s my mistakes. Forgive me.
اشتباه من است، مرا ببخش

Yes, I take the blame.
بله، من اشتباهم را میپذیرم

I was the one to blame.
من آن فردی هستم که اشتباه کرده است

I’m sorry. I shouldn’t have done that.
متاسفم؛ نباید آن کار را میکردم

I never intended it that way.
من هرگز قصد نداشتم آنطوری شود.

ادامه مطلب ...
92 بازدید

انواع آب و هوا در زبان انگلیسی


انواع آب و هوا در زبان انگلیسی

 در این نوشته انواع آب و هوا و همچنین فصل ها را به زبان انگلیسی مشاهده می کنید:

خیلی گرم (سرد)
  Extreme (hot / cold)
شرایط آب و هوایی در ارتفاعات
  Alpine
خنک
  Cool
سرد
  Cold
خیلی سرد و یخبندان
  Freezing
ملایم
  Mild
آفتابی
  Sunny
مرطوب
  Humid = damp = moist
خشک
  Dry
گرم
  Warm
داغ
  Hot
خیلی گرم و سوزان
  Scorcher
غبارآلود
  Mist
صاف
  Clear

برای دیدن متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب ...
81 بازدید

واحدهای شمارش در انگلیسی

واحد های شمارشی در زبان انگلیسی

 واحدهای شمارش در انگلیسی

در این مطلب برای شما زبان آموزان عزیز مجموعه ای از واحد های شمارشی در زبان انگلیسی را قرار داده ایم :

a pair of shoes/socks/…

یک جفت کفش/جوراب/…

a drop of water/oil …

یک قطره آب، روغن و …

a bunch of grapes

یک خوشه انگور

a bunch of flowers

یک دسته گل

a lump of coal

یک تکه زغال

a stack of plates

یک دسته بشقاب

a row of seats

یک ردیف صندلی

a ball of string

یک کلاف کاموا

a pile of books

یک دسته کتاب
a bundle of newspapers

یک دسته روزنامه

a crowd of people

یک جمعیت از مردم/ توده ایی از مردم

a bar of soap

یک قالب صابون

a loaf of bread

یک عدد یا تیکه نان

a jar of jam

یک شیشه مربا

a box (bar) of chocolate

یک جعبه شکلات

a slice of cake or meat

یک تیکه کیک یا گوشت

 

ادامه مطلب ...
136 بازدید

کلمات مشابه در زبان انگلیسی

کلمات مشابه در زبان انگلیسی

کلمات مشابه

در این نوشته برخی از کلمات در زبان انگلیسی که مشابه هم هستند و معنای متفاوتی دارند را مشاهده می کنید :

دسته اول کلمات مشابه انگلیسی :

 Assist = همکاری کردن
 Consist = شامل شدن
 Insist = اصرار کردن
 Resist = مقاومت کردن
 Persist = پافشاری کردن

دسته دوم کلمات مشابه انگلیسی :

 Host = میزبان
 Hostle = هتل رایگان
 Hostility = خصومت
 Hospitality = مهمان نوازی

دسته سوم کلمات مشابه انگلیسی :

 Generous = سخاوتمند
 Genius = نابغه
 Genuine = اصلی_خالص
 Gorgeous = زیبا

دسته چهارم کلمات مشابه انگلیسی :

 Suppose = گمان کردن
 Oppose = مخالفت کردن
 Depose = خلع کردن
 Impose = تحمیل کردن
 Dispose = خلاص شدن
 Expose = نمایش دادن_در معرض قرار دادن
 Compose = نوشتن_سرودن

برای دیدن متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب ...
173 بازدید

عباراتی که با dead در زبان انگلیسی شروع می شوند


عباراتی که با dead شروع می شوند:

واژه dead در زبان انگلیسی معنی مرده را میده اما گاها به معنای absolutely یعنی کاملا رو میده اگر قبل از صفت باشه اما گاهی اگر قبل بعضی صفات باشه نداشتن یا عدم وجود اون ویژگی رو میرسونه.

Dead right
دقیقا درست

Dead shot
کسی که هدفش را دقیق میزند

Dead color
 رنگ مات

Dead sound
 صدای گرفته و سنگین که طنین ندارد

Dead wall
دیوار بدون پنجره

Deadpan
 چهره بی احساس

Dead certainty
 مطلب کاملا اطمینان بخش

Dead end
 بن بست،موقعیتی که هیچ پیشرفتی در آن ممکن نیست

Dead sleep
 خواب عمیق

Dead march
موسیقی آرام

Dead weight
 وزنه یا شی بسیار سنگین

Dead-alive
 نیمه جان،بدون انگیزه

Dead slow
تقریبا غیر متحرک،متوقف

Dead loss
 خسارت غیرقابل جبران

Dead stock
کالایی که در بازار خریدار ندارد
 
Dead letter
 نامه بدون آدرس و بلاتکلیف در پستخانه

ادامه مطلب ...
124 بازدید

انواع صداها در زبان انگلیسی

index ‍ ‍

The sounds we make

صداهایی که تولید می کنیم

در این نوشته صداهایی که تولید می کنیم به زبان انگلیسی مشاهده می کنید :

Sneeze → عطسه کردن

Cough →سرفه کردن

Snore→ خر و پف کردن

Moan →ناله کردن

Growl→ غر غر کردن

Murmur→ زمزمه کردن

Mumble→زیر لب چیزی گفتن، من من کردن

Whisper→ پچ پچ کردن

Whistle →سوت زدن

Shout →داد کشیدن

Scream →جیغ کشیدن

Voice→صدا(انسان)

Sound →صدا (غیر انسان)

Noise →سر و صدا

ادامه مطلب ...
642 بازدید

بیان علاقمندی به چیزی در زبان انگلیسی


بیان علاقمندی به چیزی در انگلیسی:

برای بیان علاقمندی به چیزی در زبان انگلیسی از عبارتهای زیر میتوان استفاده کرد:

I like…
I love…
I enjoy…
I adore…
I ‘m crazy about…
I’m mad about…
I’m keen on…

مثالها:


I like dogs.
❗️من سگها را دوست دارم

I love cooking.
❗️من آشپزی را دوست دارم

I enjoy playing football.
❗️من از بازی فوتبال لذت میبرم

I’m crazy about pizza.
❗️من دیوانه ی پیتزا هستم

I’m fond of rock music.  
❗️من طرفدار موزیک راک هستم

Do you like tennis? Yes, I do.
❗️آیا تنیس را دوست داری، بله دارم

ادامه مطلب ...
113 بازدید