ویژگی های اصلی زبانشناس به شرح زیر است:

✔️ یادگیری زبان انگلیسی با بهترین منابع و داستان های آموزشی

✔️ افزایش سریع دایره‌ی لغات انگلیسی با روشی ابتکاری

✔️ یادگیری مکالمه زبان انگلیسی و گرامر با استراتژی‌های کارآمد (تکنیک سایه و پنج استراتژی دیگر)

✔️ مناسب برای تمام سطوح، به همراه ترجمه‌ی فارسی مطالب برای مبتدی‌ها

برای مشاهده‌ی آنلاین مطالب آموزش، به قسمت داستان‌ کوتاه انگلیسی وبسایت زبانشناس مراجعه بفرمایید.

برای مشاهده‌‌ی کامل ویژگی های نرم افزار زبانشناس به بخش نرم افزار آموزش زبان انگلیسی اندروید زبانشناس مراجعه کنید.

برای ورود به صفحه‌ی اصلی وبسایت زبانشناس، روی دکمه‌ی زیر کلیک کنید:

نمایش مطالب در رابطه با برچسب: {زبان دانلود | آموزش زبان}

تعدادی جمله برای پذیرش اشتباه به زبان انگلیسی

Admitting mistakes
پذیرش اشتباه

در این نوشته با تعدادی جمله برای پذیرش اشتباه به زبان انگلیسی با ما همراه باشید :

I have to admit that I was wrong.
باید قبول کنم که اشتباه میکردم

I admit what I’ve done is wrong.
می پذیرم که کرده ام اشتباه بوده است

I shouldn’t be like this.
من نباید اینطوری باشم

Sorry. I know this was my fault.
متاسفم، میدانم که اشتباه من بود

I’m fully responsible for this matter.
مسوولیت این موضوع کلا” با من است

I have made a mistake.
من اشتباه کرده ام

It’s my mistakes. Forgive me.
اشتباه من است، مرا ببخش

Yes, I take the blame.
بله، من اشتباهم را میپذیرم

I was the one to blame.
من آن فردی هستم که اشتباه کرده است

I’m sorry. I shouldn’t have done that.
متاسفم؛ نباید آن کار را میکردم

I never intended it that way.
من هرگز قصد نداشتم آنطوری شود.

ادامه مطلب ...
3636 بازدید

واحدهای شمارش در انگلیسی

واحد های شمارشی در زبان انگلیسی

 واحدهای شمارش در انگلیسی

در این مطلب برای شما زبان آموزان عزیز مجموعه ای از واحد های شمارشی در زبان انگلیسی را قرار داده ایم :

a pair of shoes/socks/…

یک جفت کفش/جوراب/…

a drop of water/oil …

یک قطره آب، روغن و …

a bunch of grapes

یک خوشه انگور

a bunch of flowers

یک دسته گل

a lump of coal

یک تکه زغال

a stack of plates

یک دسته بشقاب

a row of seats

یک ردیف صندلی

a ball of string

یک کلاف کاموا

a pile of books

یک دسته کتاب
a bundle of newspapers

یک دسته روزنامه

a crowd of people

یک جمعیت از مردم/ توده ایی از مردم

a bar of soap

یک قالب صابون

a loaf of bread

یک عدد یا تیکه نان

a jar of jam

یک شیشه مربا

a box (bar) of chocolate

یک جعبه شکلات

a slice of cake or meat

یک تیکه کیک یا گوشت

 

ادامه مطلب ...
4616 بازدید

آدرس دهی در زبان انگلیسی

آدرس دهی به زبان انگلیسی

پلاک = No
واحد = Unit
طبقه = Floor
طبقه همکف = Ground Floor
ساختمان = Bldg

مجتمع، مجموعه = Complex
مجتمع مسکونی = Residential Complex
شهرک = Town
کوی (محله، برزن): Quarter
منطقه = District

کد پستی = P.O BOX
کوچه = Alley
خیابان کوچک (فرعی) = St
خیابان بزرگ (اصلی) = Ave
بلوار = Blvd / میدان = Sq

بزرگراه = Highway
آزادراه = Freeway
جاده = Rd
چهار راه = Cross
تقاطع، سه راه = Junc

غربی = West
شرقی = East
شمالی = North
جنوبی = South
سمت راست = Right Side

سمت چپ = Left Side
پایین تر از = Lower of
بالاتر از = Above of
بعد از = After
قبل از = Before

بین = Between
فاز = Phase
نزدیک = Near
نبش = Corner
ابتدای = First of
انتهای = End of
روبروی = In Front of
بن بست = Dead End

روستا = Village
شهر = City
استان = Province
کشور = Country
شهرک صنعتی = Industrial Estate
ورودی برج یا ساختمان = Entrance

مثال به فارسی :

مثال ۱:

بزرگراه همت ، خیابان انقلاب(اصلی) ، میدان آزادی ، خیابان کارگرجنوبی(اصلی) ، خیابان مرتضی نژاد (فرعی) ، بلوارنوری ، کوچه یاس ۱۵ ، پلاک ۸۱

مثال ۲:

تهرانپارس- خیابان فرشید- بعد از چهار راه تیر انداز- خیابان ۱۶۰ غربی- پلاک ۱۲ – واحد۵

معادل آدرس به انگلیسی:

معادل مثال ۱:

No 81, Yas15 Alley, Noori Blvd, Mortezanejad St, South Kargar Av, Azadi Sq, Enghelab Av, Hemmat Highway

معادل مثال ۲:

Unit 5, No 12, West 160 St, after Tirandaz Cross, Farshid Ave, Tehran Pars

ادامه مطلب ...
4076 بازدید

اسامی ورزش ها به همراه چندین واژه ی مرتبط به آن در زبان انگلیسی

اسامی ورزش ها به همراه چندین واژه ی مرتبط به آن ها در زبان انگلیسی

در این نوشته آموزشی قصد داریم تا لیستی از اسامی رشته های  ورزشی را  به همراه چندین واژه ی مرتبط به ورزش در زبان انگلیسی بیان نماییم. این واژگان را در ادامه خواهیم خواند.

ورزش

ادامه مطلب ...
31273 بازدید

زمانهای مربوط به اینده در زبان انگلیسی


زمانهای مربوط به اینده

از فعل کمکی will برای نشان دادن آينده در جهت‌های زير استفاده می‌شود:


 پيش‌بينی: برای توصيف چيزی که می‌دانيم، يا انتظار داريم که اتفاق بيفتد:

It will be rainy tomorrow.
 (فردا هوا بارانی خواهد بود)

You will be sick if you eat all those sweets.
(اگر همه آن شيرينی‌ها را بخوری مريض می‌شوی)

 بيان تصميمی كه درست در همان لحظه گرفته شده است:

I will answer the phone.
(من تلفن را جواب می‌دهم)

 
 be + going to + verb

 از اين ساختار برای بيان برنامه‌ها و تصميماتی که از قبل گرفته شده‌اند، استفاده می‌شود:

We're going to paint this room blue.
(ما می‌خواهيم اين اتاق را آبی بزنيم)

I'm going to be a doctor.
(می‌خواهم يک دکتر بشوم)


همچنين از اين ساختار می‌توان برای بيان يک پيشگويی، مخصوصاً وقتی که براساس مدرکی در زمان حال باشد، استفاده نمود.

She's going to have a baby. (Because she's pregnant)
(او قرار است كه يك بچه بدنيا بياورد)


بعضی اوقات تفاوتی بين will و be going to برای يك پيش‌بينی وجود ندارد.

  توجه

 برای بيان تصميمی که از قبل گرفته شده است از be going to و بيان تصميمی که درست در همان لحظه گرفته شده، از will استفاده می‌کنيم.

ادامه مطلب ...
2982 بازدید

داستان خیلی کوتاه انگلیسی

 داستان کوتاه ناخدا

A cautious captain of a small ship had to go along a coast which he was unfamiliar with , so he tried to find a qualified pilot to guide him. He went ashore in one of the small ports where his ship stopped, and a local fisherman pretended that he was the one because he needed some money. The captain took him on board and let him tell him where to steer the ship.

After half an hour the captain began to suspect that the fisherman did not really know what he was doing or where he was going , so he said to him,’ are you sure you are a qualified pilot?

‘Oh, yes’ answered the fisherman .’I know every rock on this part of the coast.’

Suddenly there was a terrible tearing sound from under the ship.

At once the fisherman added,” and that’s one of them.

نا خدای با احتیاط یک کشتی کوچک مجبور بود در امتداد ساحل دریایی که نمی شناخت حرکت کند، بنابراین او تلاش کرد تا یک ناخدای آشنا به آنجا برای راهنمایی پیدا کند.او کنار یکی از بندرهای کوچکی که کشتی اش توقف کرد ایستاد؛ و یک ماهیگیر محلی چون به پول احتیاج داشت طوری وانمود کرد که یک راننده کشتی ماهر است. نا خدا او را سوار کشتی کرد و به او اجازه داد تا بگوید کشتی را به کجا براند.

بعد از نیم ساعت نا خدا مشکوک شد که ماهیگیر واقعا نمی داند چه کار دارد می کند یا به کجا می رود پس به او گفت:” ایا تو مطمئنی که ناخدای ماهری هستی؟

ماهیگیر جواب داد:” بله”.”من هر صخره و سنگ در این قسمت دریا و ساحل را میشناسم “. ناگهان صدای در هم شکستن زیر کشتی به گوش رسید . سرانجام ماهیگیر افزود :”و این هم یکی از آن سنگ ها و صخره هاست !