ویژگی های اصلی زبانشناس به شرح زیر است:

✔️ یادگیری زبان انگلیسی با بهترین منابع و داستان های آموزشی

✔️ افزایش سریع دایره‌ی لغات انگلیسی با روشی ابتکاری

✔️ یادگیری مکالمه زبان انگلیسی و گرامر با استراتژی‌های کارآمد (تکنیک سایه و پنج استراتژی دیگر)

✔️ مناسب برای تمام سطوح، به همراه ترجمه‌ی فارسی مطالب برای مبتدی‌ها

برای مشاهده‌ی آنلاین مطالب آموزش، به قسمت داستان‌ کوتاه انگلیسی وبسایت زبانشناس مراجعه بفرمایید.

برای مشاهده‌‌ی کامل ویژگی های نرم افزار زبانشناس به بخش نرم افزار آموزش زبان انگلیسی اندروید زبانشناس مراجعه کنید.

برای ورود به صفحه‌ی اصلی وبسایت زبانشناس، روی دکمه‌ی زیر کلیک کنید:

نمایش مطالب در رابطه با برچسب: {زبان دانلود | یادگیری رایگان انگلیسی}

جملات انگیزشی و انرژی مثبت در زبان انگلیسی

جملات انگیزشی و انرژی مثبت در زبان انگلیسی

در اطراف کل موجودات هاله ای از انرژی وجود دارد که موجب جذب اشیا و افراد میشود. اشیا قادر به کنترل این هاله و انرژی نیستند در حالیکه انسان هم می تواند آن را کنترل کند و هم می تواند با آن بر دیگران اثر گذارد. به همین دلیل است که روانشناسان تأکید دارند همواره مثبت فکر کنید و نسبت به دیگران نیز خوش بین باشید و حتی به شوخی افکار منفی را به یکدیگر منتقل نکنید. در این آموزش جملات انگلیسی انگیزشی و انرژی مثبت را می خوانیم.

انرژی

 

.Train yourself to let go of everything you fear to lose

به خودت بیاموز که رها کنی همه آن چیزهایی را که ترس از دست دادنشان را داری.

.You have to fight through some bad days to earn the best days of your life

تو باید دربرابر روزهای بد زندگیت بجنگی تا بهترین روزهای آیندتو بدست بیاری.

Sometimes, God closes all the doors and locks all the windows. During those times it’s nice to think that maybethere is a storm outside and he wants to save you

گاهی اوقات،خدا همه در ها را می بندد و همه پنجره ها را قفل می کند در آن اوضاع و احوال خوب است فکر کنید طوفانی بیرون برپاست و او می خواهد شما را نجات دهد.

. Lo Mejor Del Mundo, de las ideas es bella

بهترین چیز در دنیا اندیشه ی زیباست.

You can’t get much done in life if you only work on the days when you feel good

اگه بخواى فقط تو روزهايى كه حس و حالت خوبه كار كنى، خيلى كار زيادى نميتونى تو زندگيت انجام بدى .

. The cells in your body react to everything that your mind says. Negativity brings down your immune system

سلولهاي بدن شما به هرچيز که مغزتان ميگويد عکس العمل نشان مي دهند‌. منفي بافي قدرت سيستم ايمني بدن شما را کاهش مي دهد.

.Wake up with a goal or go back to sleep

يا با يه هدف بيدار شو يا برگرد بخواب.

.Never give up on something you really want. it’s difficult to wait but it”s more difficult to regret

هرگز از چيزيكه واقعا ميخواى دست نكش. صبر كردن سخته، اما حسرت خوردن خيلى سخت تره .

Dreams are only dreams until you wake up and make them real

روياها ، رويا باقي ميمونن تا وقتي بيدار شي و اون هارو به واقعيت تبديل کني

Remember: it takes time. There are no shortcuts

يادت باشه: زمان ميبره ! براى رسيدن به موفقيت ميانبرى وجود نداره .

.For all those having a hard time right now. remember, it is only temporary

براى همه ى اونهايى كه الان شرايط سختى رو دارن تجريه ميكنن: يادتون باشه ، اين سختى ها موقتيه .

You only fail when you stop trying

فقط وقتی که از سعی کردن  دست بکشی شکست میخوری.

The first 90 minutes of the day belong to your dreams and your vision for life

٩٠ دقيقه ى اول هر روز متعلق به روياهات و ديدگاهت به زندگيه.

When the wind of change blows, some build walls, while others build windmills. – Chinese proverb

هنگاميكه نسيم تغييرات ميوزد، برخى ديوار مي سازند و برخى ديگر آسياب بادى.

One day you will be just a memory for some people. Do your best to be a good one

يه روزى براى مردم فقط يه خاطره ميشى، تمام تلاشت رو بكن كه خاطره ى خوبى باشى.

The cave you fear to enter holds the treasure you seek

غارى كه از ورود به آن مى هراسيد، همان گنجى را در بر دارد كه به دنبالش هستيد.

.A tree with strong roots laughs at storms

درختى كه ريشه هاى قوى داره به طوفان ميخنده .

.If you must doubt somthing. Doubt your limits

اگه قراره به چيزى شك كنى، به محدوديت هايى كه دارى شك كن !

.Every Pro has started as an amatur

تمام حرفه اى ها اول به عنوان یك آماتور شروع كردن .

.Never settle for less than you deserve

هرگز به كمتر از چيزيكه لياقتش رو دارى قانع نشو .

ادامه مطلب ...
45919 بازدید

جملات انگلیسی درباره شخصیت افراد

جملات انگلیسی درباره شخصیت افراد

Peoples Character

در این پست اصطلاحات و جملات رایج انگلیسی که برای توصیف شخصیت افراد به کار می رود، عنوان شده است.

این اصطلاحات به شرح زیر هستند.

شخصیت

۱- نسبتاً اجتماعی است.

.He‘s quite sociable

۲- نسبتاً گوشه گیر است.

.He’s rather unsociable

۳- من مهربان و صمیمی هستم.

.I’m kind and friendly

۴- خودم را مهربان و صمیمی می دانم.

.I consider myself kind and friendly

۵- او راستگو(درستکار)/ نادرست است.

.He’s honest/ dishonest

۶- او آرام/ عصبی است.

.He’s calm/nervy

۷- او اجتماعی(زود جوش) / گوشه گیر(دیر جوش) است.

.He’s sociable/unsociable

۸- او خوش اخلاق/ بد اخلاق است.

.He’s good-tempered/bad-tempered

۹- او صمیمی(خوش برخورد) است/ او چندان صمیمی نیست.

.He’s friendly/ rather unfriendly

۱۰- او خنده رو/افسرده است.

.He’s cheerful/depressed

۱۱- او پر حرف/ کم حرف است.

.He’s talkative/quiet

۱۲- او خوش صحبت/ کسل کننده است.

.He’s entertaining/boring

۱۳- او خجالتی/پررو است.

.He’s shy/ cheeky

۱۴- او مودب/ بی ادب است.

.He’s polite/impolite

۱۵- او متین(باوقار)# جلف/سطح پایین است.

.He’s calm/composed/ self-possessed# cheap/ low-class

۱۶- او مودب/ بی ادب است.

.He’s polite/ impolite (rude)

۱۷- او قابل اعتماد/ غیر قابل اعتماد است.

.He’s reliable/unreliable

۱۸- او باهوش/ کودن است.

.He’s smart (clever, intelligent)/stupid

۱۹- او پر کار/ تنبل است.

.He’s hard- working/ lazy

۲۰- او صبور / عجول است.

.He’s patient/ impatient

۲۱- او فعال/ کم تحرک است.

.He’s active/ inactive

۲۲- او عاطفی/ غیر عاطفی است.

.He’s emotional/ unemotional (cool)

۲۳- او آگاه (معقول)/ ناآگاه است.

.He’s sensible/ insensible

۲۴- او خوش بین/ بدبین است.

.He’s optimistic /pessimistic

۲۵- او شجاع(با شهامت)/ بزدل است.

.He’s brave(courageous)/chicken-hearted(a coward)

۲۶- او جدی/ بی خیال است.

.He’s serious/ easygoing

۲۷- او سخاوتمند/ خسیس است.

.He’s generous/ mean

۲۸- او صرفه جو/ ولخرج است.

.He’s economical/extravagant

۲۹- او با تدبیر/ بی تدبیر است.

.He’s tactful/tactless

۳۰- او دارای اعتماد به نفس/ فاقد اعتماد به نفس(متزلزل) است.

.He’s self-confident/ insecure

۳۱- او مهربان/ نامهربان است.

.He’s kind/ unkind

۳۲- او متواضع/ متکبر است.

.He’s down- to-earth (humble)/arrogant

۳۳- او عاقل/ ابله است.

.He’s wise/ a fool (foolish)

۳۴- او قاطع/ بی اراده است.

.He’s decisive/ indecisive

۳۵- او روشنفکر/امّل است.

.He’s intellectual/ fanatic

۳۶- او مسئول/ غیر مسئول است.

.He’s responsible/irresponsible

۳۷- او خلاق/ فاقد خلاقیت است.

.He’s creative/unimaginative

۳۸- او خود خواه نیست/ خود خواه است.

.He’s unselfish/ selfish

۳۹- او آزاد اندیش/ کوته فکر است.

.He’s broad-minded/ narrow- minded

۴۰- او با سلیقه/ شلخته است.

.He’s tidy(neat)/ messy(untidy)

۴۱- او حس همکاری دارد/ حس همکاری ندارد.

.He’s cooperative/uncooperative

۴۲- او با ملاحظه/ بی ملاحظه است.

.He’s considerate/inconsiderate

۴۳- او قابل انعطاف/ لجباز است.

.He’s flexible/stubborn

۴۴- او یک آقای به تمام معنی است.

.He’s a real gentleman

۴۵- او یک خانم به تمام معنی است.

.She’s a real lady

۴۶- او با نشاط و پر انرژی است.

.He’s lively and energetic

۴۷- او مبتکر و خلاق است.

.He’s innovative and creative

۴۸- او متفکر و آزاد اندیش است.

.He’s thoughtful and open-minded

۴۹- او خود ساخته و متکی به نفس است.

.He’s self- made and independent

۵۰- او با سواد و با مطالعه است.

.He’s knowledgeable and well- read

۵۱- او با شخصیت و قابل احترام است.

.He’s dignified and respectable

۵۲- او سخاوتمند و مهمان نواز است.

.He’s generous and hospitable

۵۳- او سخت کوش و درس خوان است.

.He’s hard-working and studious

۵۴- او متظاهر است.

.He’s showy (a show-off)

۵۵- او خسیس است.

.He’s stingy (a miser)

۵۶- او حسود است.

.He’s jealous

۵۷- او دو رو است.

.He’s two-faced

۵۸- او حساس است.

.He’s sensitive (touchy)

۵۹- او احساساتی است.

.He’s sentimental

۶۰- او لوس است.

.He’s spoiled

۶۱- او کنجکاو(فضول) است.

.He’s curious (nosy/nosey)

۶۲- او زود از کوره در می رود.

.He’s quick-tempered./he loses his temper quickly

۶۳- همیشه پشت سر(من ) حرف می زند.

.He’s always talking behind (my) back

۶۴- او اعتماد به نفس ندارد.

.He lacks self-confidence

۶۵- نسبت به انتقاد حساسیت دارد.

.He’s rather sensitive to criticism

۶۶- هرگز غیبت نمی کند.

.He never backbites

۶۷- همیشه سر به سر دوستانش می گذارد.

.He always teases his friends

۶۸- معمولا با دیگران قاطی نمی شود.

.He doesn’t usually mix with others

شخصیت افراد

آموزش بیشتر

در آموزش های گذشته نیز لغات مربوط به شخصیت افراد در زبان انگلیسی مطرح شده بودند. برای آشنایی با این لغات می توانید لغات مربوط به شخصیت افراد در زبان انگلیسی را مشاهده نمایید.

 

ادامه مطلب ...
1454 بازدید

بسکتبال و واژگان مربوط به آن در زبان انگلیسی به همراه مثال

بسکتبال و واژگان مربوط به آن در زبان انگلیسی به همراه مثال

توضیح بسکتبال

بسکتبال به انگلیسی (Basketball)ورزشی گروهی است که در آن دو گروه پنج‌نفره در یک سالن مستطیل‌شکل به بازی می‌پردازند. هدف بازی پرتاب توپ به درون سبدهایی به قطر ۴۶ سانتی‌متر و به ارتفاع ۳٫۰۴۸ متر است که در دو سمت زمین قرار دارند و به تخته‌ای به نام «بک‌بُرد» متصل‌اند. هر تیم باید توپ را به درون سبد تیم روبرو بیندازد.در بازی بسکتبال هر تیم برای کسب امتیاز باید در محدوده پرتاب، توپ را به سمت حلقه پرتاب نماید زمانی که توپ وارد حلقه شد، تیم موفق به کسب دو امتیاز می شود. زمانیکه بازیکنی از پشت خط سه امتیازی موفق به وارد کردن توپ درون حلقه شود سه امتیاز برای تیم در نظر گرفته می شود.

در حالی که در حین انجام بازی قاعده‌ای از قوانین و مقرارات نیز باید رعایت شود.

مهارت‌هایی فردی مانند شوت‌کردن دریبل‌زدن و ریباند توپ به همراه کارهای تیمی مثل حمله و دفاع، شروط لازم برای موفقیت شرکت‌کنندگان در این ورزش می‌باشد. در ادامه می خواهیم واژگان مربوط به بسکتبال در زبان انگلیسی به همراه مثال بیان کنیم.

 

بسکتبال

واژگان مربوط به بازی بسکتبال:

پاسی که به هم تیمی داده می شود و این پاس به طور مستقیم منجر به گل می گردد= Assist

مثال:

.Ali won the MVP award with 28 points, nine assists and eight rebounds

تخته ای که پشت تور بسکتبال قرار دارد= Backboard

مثال:

.My shot came off the backboard and down through the hoop for a 3-point goal

تور بازی بسکتبال یا سبد= Basket

مثال:

.In the early days, peach baskets were nailed to the walls and used as goals

حرکتی برای جلوگیری از حرکت حریف یا متوقف کردن پاس او=Block

مثال:

.He stepped in front of our player to block his run, and the referee ruled it a foul

پاس سینه به سینه =chest pass

مثال:

.Reza threw a quick chest pass, ran forward, and received a bounce pass back

خطای دست در دریبل توپ و یا شروع مجدد دریبل پس از توقف=double-dribbling

مثال:

.Young players still learning the game often get fouled for double-dribbling

دریبل=Dribble

مثال:

.He dribbled past two defenders and then shot for goal

حرکت با توپ بدون دریبل کردن=Travelling

مثل:

.Even professional players sometimes get penalized for travelling

 از دست دادن توپ به بازیکن تیم مقابل بدون در نظر گرفتن یک شات =Turnover

مثال:

.Good players protect the ball to stop opposition players from making a turnover

 خطا=Violation

مثال:

.Two of the most common violations in junior basketball are double-dribbling and travelling

توقف زمان به درخواست مربی برای جلسه کوتاه با بازیکنان =  time-out

مثال:

.Their coach indicated that he wanted a time-out, and the referee stopped the game

خطای فنی= technical foul

مثال:

.Their coach got a technical foul for arguing with a referee

تعویض = Substitute

مثال:

.The substitutes sat on the bench and watched as their teammates on the court kept playing

پرتاب توپ برای به ثمر رساندن گل=Shoot

مثال:

.Players earn more points if they shoot from outside the three-point line

داوران =Referees

مثال:

?How many referees are usually on court during a game of basketball

ریباند= Rebound

مثال:

.A lot of goals are scored from rebounds after an opponent’s shot misses

نگه داشتن یا کنترل توپ= Possession

مثال:

.The team whose player commits a violation loses possession of the ball

تشویق بهترین بازیکن در بازی= (most valuable player)MVP

مثال:

.Vahid was awarded MVP many times during his career

بررسی میزان یادگیری واژگان بسکتبال

 

One) The coach argued with a referee and was given a

personal foul

technical foul

blatant foul

two) Jenny jumped in the air and scored with a slam

duck

bam

dunk

 

three) Travelling, double-dribbling and carrying the ball are

penalties

violations

fouls

four) A rebound can come off the

backboard

blackboard

whiteboard

 

?five) While running, what must a player do with the ball

carry it

roll it

bounce it

six) If a coach wants to talk to the players, he calls for

a foul-time

an overtime

a time-out

seven) If a player commits a foul, the referee awards a free

goal

throw

point

eight) The letters MVP stand for

most valuable player

most valid player

most valued player

nine) A pass that helps the receiver to score is called

an assist

a drive

a slam

ten) Every year NBA teams get their new players through the

draft

hoop

assist

پاسخ- بسکتبال

برای آشنایی با واژگان مربوط به سایر رشته های ورزشی به بخش آشنایی با واژگان ورزشی از همین سایت وارد شوید.

ادامه مطلب ...
5840 بازدید

فوتبال و واژگان مربوط به آن در زبان انگلیسی به همراه مثال

فوتبال و واژگان مربوط به آن در زبان انگلیسی به همراه مثال

فوتبال یکی از محبوب ترین بازی های جهان است و افراد زیادی در سنین مختلف به آن علاقمند هستند. در این مطلب آموزشی قصد داریم تا واژگان مربوط به بازی فوتبال در زبان انگلیسی بیان کنیم.

واژگان-فوتبال

واژگان مربوط به بازی فوتبال :

فوتبال یکی از محبوب ترین بازی های جهان است و افراد زیادی در سنین مختلف به آن علاقمند هستند. واژگان مربوط به فوتبال از این قرار هستند.

 

کمک داور=assistant referee

مثال:

.Assistant referees used to be called ‘linesmen’, but the term was changed in 1996

ضربه کرنر = corner kick

مثال:

.The referee awarded a corner kick after the goalkeeper tipped the ball over the bar

مدافع=Defender

مثال:

.Defenders include left backs, right backs and central defenders

تساوی=Draw

مثال:

.The game ended in a draw, with each team having scored two goals

وقت اضافه=extra time

مثال:

.We won the game by scoring the only goal in extra time

گلر، دروازبان فوتبال=Goalkeeper

مثال:

.The goalkeeper tried to stop the penalty kick by diving to his left, but the penalty taker kicked the ball past him and scored

خط دروازه=goal line

مثال:

.The referee thought a defender was the last player to touch the ball before it went over the goal line, and awarded a corner kick

لیگ=League

مثال:

.The Spanish Football League, known as ‘La Liga’, includes famous clubs like Real Madrid and Barcelona

آفساید=Offside

مثال:

.The assistant referee raised his flag to indicate to the referee that one of the forward players was in an offside position

 پاس ،شوت=Pass

مثال:

.David saw a teammate and passed the ball to him

پنالتی=Penalty

مثال:

.Our defender tackled their striker in the penalty box, but the referee thought it was a foul and gave them a penalty

منطقه پنالتی=penalty area

مثال:

.The tackle was just outside the penalty area, but the referee thought it was inside the area and gave them a penalty

پرتاب=Pitch

مثال:

.It had rained all morning, so the pitch was soft and muddy and difficult to run on

کارت قرمز=red card

مثال:

.The referee had already given Lee a yellow card, so when he committed another foul he was given a red card and sent off

به چالش کشیدن بازیکن برای دریافت توپ=Tackle

مثال:

.One of the defenders tackled David and kicked the ball out of play

کارت زرد=yellow card

مثال:

.If Jose gets another yellow card, he’ll miss the next match

 خط اطراف زمین فوتبال=Touchline

مثال:

.The manager stood on the touchline shouting instructions to his players

 

بررسی میزان یادگیری واژگان فوتبال

one)A player whose job is to stop attackers from scoring is a

defender
striker
forward

two)Neither team scored, so the game ended in a

replay
draw
loss

three)Tripping, pushing and diving are

penalties
crimes
fouls

four)Chelsea and Liverpool are teams in the English Premiership

League
Champions
Cup

five)A player throws the ball if an opponent kicks the ball over the

goal line
touchline
outline

six)If a game ends in a draw, it can go into extra

play
half
time

seven)If a player commits a foul in the penalty area, the referee awards a penalty

goal
kick
spot

?eight)What can each team do with up to three players during a game

injure them
tackle them
substitute them

nine)Assistant referees signal if they see an attacker in an

outside position
offside position
extra position

ten)A player whose main role is to score goals is called a

striker
goalie
shooter

 

پاسخنامه-فوتبال

برای آشنایی با واژگان مربوط به سایر رشته های ورزشی به بخش آشنایی با واژگان ورزشی از همین سایت وارد شوید.

ادامه مطلب ...
860 بازدید